الشيخ حسين المظاهري
27
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
تعريف علم اخلاق اخلاق ، جمع خلق به ضمّ خا و سكون لام و به معناى سيره و سرشت است ، چنان كه خلق به فتح خا و سكون لام به مفهوم چهرهء ظاهرى و شكل است . راغب در مفردات مى گويد : " خَلق و خُلق در اصل يكى هستند ، مانند شَرب و شُرب و صَوم و صُوم ، ولى " خَلق " به هيئت و شكل و چهره اى اختصاص يافته است كه با چشم ، درك مىشود و " خُلق " به نيروها و سرشتهايى اختصاص يافته كه با بينش درك مى گردند . " ولى در اصطلاح علم اخلاق ، مراد از اين كلمه و اخلاقيات ، معناى عام آن است كه به افعال و اقوال و افكار صادره از اين صفات ، اطلاق مىشود ، خواه اين صفات ، فضيلت باشند يا رذيلت . بر اين اساس ، علم اخلاق ، علمى است كه در آن ، پيرامون صفات نهفته در نفس و نيزپيرامون افعال ، اقوال و افكار صادره از اين صفات و چگونگى پاكسازى نفس از رذيلتها و چگونگى تخلّق به فضايل و نيزپيرامون نشان دادن راههاى سعادت جاودان و . . . بحث مىشود . اخلاق ، از امور فطرى است از قرآن كريم چنين پيداست كه نيكويى فضايل و زشتى رذايل ، از امور فطرى و وجدانى است ، و نفس از روى فطرت ، بى هيچ نيازى به آموزش در مى يابد كه