الشيخ حسين المظاهري

266

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

انسان نادان ، يا زياده روى مىكند يا كوتاهى و چنين كسى چگونه مىتواند معلّم يا مراقب تو باشد . از شرايط ديگر دوست ، آن است كه عالم يا متعلّم باشد و دوست نادان غير متعلّم ، خودكامگى در جهل و رأى و تعصّب و . . . دارد ، و به طور كلى ، انسان احمق ، نه مىدهد و نه مى ستاند و يا افراط مىكند يا تفريط . از شرايط ديگر دوست ، آن است كه پاك نهاد باشد ، يا دست در انديشهء يافتن نهادى پاك باشد و راه رسيدن بدان را بپيمايد و در صدد اصلاح خويش باشد ، و راه پرهيزگارى در پيش گيرد يا دست كم از كسانى باشد كه تقوا را دوست مى دارد و مى كوشد خود را اصلاح كند حاصل سخن اينكه ، دوست پاك نهاد و دوست پرهيزگار ، اگر چه و الا جمال است ، ولى هر گاه عقل و علم يا تعلم را نيز به نهاد پاك خود بيفزايد ، خود ا زمهمترين مرافبتها به شمار مى آيد و سالك بايد او را بيابد و از او بهره جويد . آياتى پيرامون مراقبت به وسيله دوست ( و قد نزّل عليكم في الكتاب ان اذا سمعتم آيات الله يكفر بها و يستهزء بها فلا تقعدوا معهم حتّي يخوضوا في حديثٍ غيره انّكم اذاً مثلهم انّ الله جامع المنافقين و الكافرين في جهنّم جميعاً . ) 177 و از اين پيش ، در اين كتاب بر شما نازل كرده ايم كه چون شنيديد كسانى آيات خدا را انكار مى كنند و آن را به ريشخند مى گيرند ، با آنان منشينيد تا آنگاه كه به سخنى ديگر پردازند . و گرنه ، شما نيز همانند آنها خواهيد بود و خدا همهء منافقان و كافران را در جهنم گرد مى آورد . ( كلّما دخلت امّه لعنت اختها حتي اذا ادّاركوا فيها جميعاً قالت اخريهم لاوليهم ربّنا هؤلاء اضلّونا فأتهم عذاباً ضعفاًمن النّار قال لكل ضعف و لكن لا تعلمون . )