الشيخ حسين المظاهري
254
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
بزرگان اين فن و اعمال آنها را بيان مى داريم : سيد مرتضى از جمله عالمانى بود كه ب شاگردانش شهريه مى داد . او قدّس الله سره علوم فراوانى را تدريس مى كرد . در يكى از سالها ، خشكسالى شديدى پديد آمد ، و مردى يهودى به فكر چاره افتاد تا براى خود ، توشه اى گرد آورد و نگاه دارد . روزى او در مجلس سيد مرتضى حاضر شد و از او اجازه خواست تا ستارگان را برايش بخواند و سيد به او اجازه داد و دستور داد به او هر روزه پولى بدهند . او مدتى اين كار را انجام داد و سپس به دست سيد مرتضى اسلام آورد . 152 يكى از حكيمان گفته است : حق استاد بيش از پدر است ، زيرا پدر ، وسيلهء سامان دادن به پيكر اوست ، در حالى كه استاد ، حقيقت كمال انسانى او را ، تحقّق مى بخشد . 153 ملا حسينقلى همدانى ، عمر شريفش را صرف تربيت فضلا كرد و لذا آثار اندكى از خود برجاى نهاد و اين آثار اندك نيز ، شكل پاكنويس به خود نگرفت . از او در اين باره ، پرسش كردند . ايشان پاسخ داد كه وظيفهء من ، تربيت طلّاب و دانش پژوهان است و آنچه شما تصنيف و تأليف كرده ايد ، در واقع همگى از من است . او - رحمه الله با اين وجود ، در حفظ و ضبط و دقت نظر و سرعت انتقال در مناظره ها و شيوايى زبان ، اعجوبه اى بود ، و با هيچ كس بحث نمى كرد مگر آنكه بر او چيرگى مى يافت و در علم جدل مهارتى بسزا داشت . 154 امام خمينى قدّس الله سرّه مى گويد : " استاد اخلاق براى خود معين نماييد ، جلسه وعظ و خطابه و پند و نصيحت تشكيل دهيد ، خودرو نمى توان مهذّب شد ، اگر حوزه ها ، همين طور از داشتن مربى اخلاق و جلسات پند و اندرز خالى باشد ، محكوم به فناست . چطور شد علم فقه و اصول ، به مدرس نياز دارد ، درس و بحث مى خواهد ، براى هر علم و صنعتى در دنيا ، استاد لازم است ، لكن علوم معنوى و اخلاقى به تعليم و تعلّم نيازى ندارد و خودرو و بدون معلّم حاصل مى گردد . كراراً شنيده ام سيد جليلى . 155