الشيخ حسين المظاهري

9

اخلاق در توحيد (فارسى)

مصر شد و ديد كه آنجا ملوك‌الطوايفى است يعنى هر كسى براى خودش كار مىكند و ساز خودش را مىزند فهميد كه مىتواند از اين آب گل‌آلود ماهى بگيرد و تصميم گرفت از اين اختلاف سوء استفاده كند . استكبارها ، سلطه‌گريها ، لجاجت‌ها ، حتى رياها و عجب‌ها و بسيارى از صفات رذيلهء ديگر به اين صفت بر مىگردد . قرآن شريف براى اين گونه انسانها گاهى مثالهاى عجيبى مىزند و مىخواهد نشان دهد كه انسان اگر روح سلطه‌گرى ، روح فرعونيت را نكشد يا از آن مواظبت نكند به كجا مىرسد و چه سرانجامى پيدا مىكند . قضيه حضرت داود بسيار عجيب است و معلوم نيست كه قرآن بخواهد صرفاً قصه بگويد ، قصه‌هاى قرآن همه و همه رنگ اخلاقى دارند و قرآن چنين نقل مىكند كه اين دو نفر به خدمت حضرت داود آمدند و يكى از آنها گفت : « ان هذا اخي له تسعٌ و تسعونً نعجةً ولي نعجةٌ واحدة فقال اكفلنيها و عزّني في الخطاب » ( 23 ص ) مىگويد من برادرى دارم كه نود و نه گوسفند دارد و من يكى داريم و برادرم مىگويد آن يكى را هم به من بده تا بشود صد تا و تو هيچ ! پشت سر هم انداز عجيبى هم هست و من را هم مجاب