الشيخ حسين المظاهري

7

اخلاق در توحيد (فارسى)

و فرض دو واجب‌الوجود خلف است به قول حاشيهء ملاعبدالله هذا خلف يعني يلزم من وجوه العدم و اين خيلى دقت لازم ندارد . هر ذهن سالمى مىتواند به آن حكم كند ولو يك آدم بىسواد باشد و در اين قضايا هم خيلى وارد نباشد تصورش خيلى آسان است . از اين جهت در تاريخ پيدا نكرده‌آيم انسانى كه قائل به و واجب‌الوجود باشد . اگر مىگوئيد مجوسىها قائل به يزدان و اهريمن هستند شايد مرادشان همان « الله » و طاغوت در قرآن باشد و قرآن شريف « الله » را در مقابل طاغوت و به عكس مطرح مىكند مواد آنها هم همين است . لذا توحيد ذاتى پذيرفتنش كار بسيار آسانى است و كسى يافت نمىشود كه بگويد خدا دو تاست و مىگويند خدا يكى است و دو تا نيست و با همان ذهن عوامانه كه مىگفتند : توحيد يعنى خدا يكى است و دو نيست . تا اينجاى بحث همه اتفاق نظر دارند . آنجا كه مسئله پيش مىآيد و پاى همه هم لنگ است اين است كه در همين توحيد ذاتى « شرك خفى » پيدا مىشود كه توحيد ذاتى را لكه‌دار مىكند و قرآن نيز به آن اشارهءعميق دارد و آن خودپرستى و خودخواهى ، خودمحورى و روح فرعونيتى است كه در همهء انسانها كم و بيش وجود دارد . آن بت بزرگى كه همهء انسانها آن را دارند