الشيخ حسين المظاهري
7
اخلاق در اداره (فارسى)
مقدمه فطرت آدمى كمال خواه و خداجوست ، از همين رو انسان مىكوشد تا خود را به سوى تكامل ببرد واستعدادهايش را به رشد برساند . دراين فرآيند ، مجموعه عوامل تشويق كننده و نيز بازدارنده در وجود او به فعاليتاند و هر يك او را به سويى مىبرند . هر گاه كه عوامل بازدارنده بر انسان غلبه كند ، فلسفه وجودىاش از ياد مىرود . در اين غفلت خانمان سوز همه استعدادها به هدر مىرود و سطح توقع انسان تا حد حيوانيت تنزل مىكند . انسانى كه بايد رو به خدا مىداشت و به او نظر مىكرد و هدفى جز رضايت و رضوان حضرت حق نداشت اكنون فقط به خور و خواب و شهوت مىانيشد و از آسمان و آن سوى طبيعت بريده است . در اينجا است كه نقش بزرگى انبياى الهى و امامان معصوم ( ع ) مشخص مىشود ؛ آنان با تذكرهاى به موقع و انذارها و بشارتهاى خود رابطه انسان را با خدا ، مردم ، پدر و مادر ، معلم و استاد ، همسايه و دوست ، فاميل و حتى ارتباط او را با همه هستى مشخص مىكنند وهدفهاى عالى را به ياد مىآورند . اين تذكرها و انذارها و تبشيرها همان است كه آن را « اخلاق » مىناميم . اساساً همه پيامبران براى اين مبعوث شدند تا رفتارها و كردارهاى مردم را تصحيح كنند و