الشيخ حسين المظاهري

55

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)

سر او برداشته مىشود . وقتى كه مرحوم ملكى به اين جا مى رسد ، مى فرمايد : اگر هيچ چيز نداشتيم جز اين ، بس بود . ما بايد مواظب باشيم كه يك دفعه « هَمُّهُ الدُّنيا » نباشيم . خدا نكند دست عنايت خدا از روى سر كسى برداشته بشود . به شما سفارش كردم ، گفتم بخوانيد ، هميشه بخوانيد ، مثل پيغمبر اكرم ( ص ) در مواقع حساس بخوانيد : « اللّهُمَّ لا تَكِلنا الى انفُسِنا طَرفَةَ عَينٍ ابَداً » « 1 » ؛ يعنى خدايا يك آن مرا به خود وامگذار كه اگر پروردگار عالم كسى را به خودش واگذارد ، گرفتار خواهد شد . اين جمله « فَلَيسَ مِنَ اللهِ فى شىءٍ » يك جا در قرآن آمده و آن براى افرادى است كه مرابطه سياسى و فرهنگى با كفر دارند . براى آن ملتى است كه تهاجم فرهنگى توانسته است در آن نفوذ كند . به آنها مى گويد : « فَلَيسَ مِنَ اللهِ فى شىءٍ » و در جاى ديگر قرآم نيست . فقط در اينجاست ؛ يعنى اى اجتماع اسلام ! اى ايران عزيز ! اى انقلابى ها ! همه و همه مواظب باشيد كه تهاجم فرهنگى بر شما نفوذ نكند . تهاجم امريكايى ، اسرائيلى نفوذ نكند كه اگر كرد ، « فَلَيسَ مِنَ اللهِ فى شىءٍ » . گناهكار و خصلتهاى چهارگانه امام در ادامه مى گويد : « وَ الزَمَ اللهُ قَلبَهُ اربَعَ خِصالٍ » خدا چهار درد بى درمان ، چهار خصلت روى دل او مى گذارد : نخست آنكه « امَلًا لا يَبلُغُ مُنتَهاهُ ابَداً » يك آدمى مىشود كه سراپايش آمال و آرزوست . آمال و آرزوهاى بى جا . به قول عوام مردم ، ايده آلى . يك آدم ايده آليست مىشود . اين مثال عوامانه را فراموش نكنيد كه مى گويند : يك آقايى فقير بود ، بى چاره بود ، زن نداشت ، يك كوزه روغن داشت كه بالاى سرش بود . گفت : ظرف روغن را مى فروشم و گوسفندى مى خرم ، يك مى شوددو ، دو مىشود چهار و كم كم ، گله درست مى كنم . از شير و پشم گله استفاده مى كنم و قصرى مى سازم . كلفتى مى آورم ، نوكرى مى آورم و ارباب مىشود . با مردم قُلدرى مى كنم و اگر كسى مخالفت كند ، با اين چوب بر سر او مى زنم . و در

--> ( 1 ) - محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 14 ، ص 384