الشيخ حسين المظاهري
38
در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)
جلو آيد و بخواهيم غيبتى بكنيمواقعاً اهم و مهم باشد ، نه اينكه خودمان را گول بزنيمبايد مثل اكل ميته باشد . « 1 » غزالى در كتاب احياء علوم الدين مى نويسد ؛ دو نفر از مدينه به مكه مى رفتند . منزل كردند . يك نفر رفت براى تهيه غذا و ديگرى مشغول قرآن خواندن شد . در همين حال بود كه يك زنى به او نزديك شد ؛ يك زن جوان با جمال . او خيال كرد گداست . مقدارى پول به او داد . تا ديد كار بالاتر از اين است ، مثل زن بچه مرده بنا كرد به داد زدن و گريه كردن . زن ترسيد و رفت . رفيقش كه آمد ديد بغض كرده ، گفت چه پيش آمده ؟ گفت : خطر عجيبى برايم جلو آمد . بعد اين رفيق بنا كرد به گريه كردن . تو چه را ؟ گفت براى اين كه مى ترسيدم جاى تو باشم و نتوانم از امتحان بيرون بيايم . اينها گرچه پيش ما ، براى بعض ما سنگين است ، اما اين را بايد بدانيم كه اگر ابهت گناه از دل ما رفته باشد ، بايد بدانيم كه مرحله سوم از قساوت را داريم . اول بعد دوم هم نيست . خيلى پر رنگ است . شما مى دانيد اين ملكات - چه فضايلش و چه رذايلش - معقول به تشكيك و داراى مراتب است . كمرنگ و پر رنگ دارد . مرتبه سوم را كه خيلى پررنگ است ، كسى دارد كه غيبت مىكند ، دروغ مى گويد ، نگاه آلوده مىكند ، اما متأثر نمى شود مثل اين است كه كارى نكرده باشد . خطرش هم خيلى بالاست . براى اين كه انسان اگر گناه بكند و تلاطم درونى پيدا كند ، جبران مىكند ، توبه مىكند . اما اگر اين طور نباشد ، گاهى به آنجا مى رسد كه گناه مىكند و گناهش را توجيه هم مىكند . واى بر كسى كه گناه كند و گناهش را توجيه كند . د - تكذيب دين خدا مرتبه چهارم از قساوت ، آنجاست كه دل را گناه و فسق گرفته باشد . ديگر قرآن مى فرمايد : « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الّذينَ اساؤُا السُّوأى أن كَذَّبوا بِآياتِ اللهِ » . « 2 »
--> ( 1 ) - قرآن كريم در اين زمينه مى فرمايد : « أَيُحِبُّ احَدُكُم ان يأكُلَ لَحمَ أخيهِ مَيتاً فَكَرِهتُموهُ » ( حجرات / 12 ) ( 2 ) - سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند . ( روم / 10 )