الشيخ حسين المظاهري

22

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)

بشود و بالاخره حجابى است بين او و بين خدا و حجابى است بين او و بين واقعيات . آيه « وَ لَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِن الجِنِّ وَ الانسِ لَهُم قُلوبٌ لا يَفقَهوُنَ بِها وَ لَهُم اعيُنٌ لا يُبصِروُنَ بِها وَ لَهُم اذانٌ لا يَسمَعونَ بِها اولئِكَ كَالانعامِ بَل هُم اضَلُّ اولئِكَ هُمُ الغافِلُونَ » « 1 » . به اين نكته اشاره مىكند كه در اين گونه افراد ، نفس لوّامه نيست . وقتى كه نفس لوّامه نبود غفلت به وجود مى آيد ؛ غفلت از گناه ، غفلت از حجاب و پرده هايى كه روى چشم و گوش و دل او واقع شده است . نبايد از اين رواياتى كه مرحوم كلينى رضوان الله تعالى عليه در كافى نقل مىكند ، سرسرى بگذريم . شايد من و شما چندين مرتبه شنيده باشى ، چندين مرتبه حتى براى ديگران گفته باشيم ، اما شرط اساسى ، توجه به آن است . مى فرمايد : اگر كسى گناه بكند ، يك نقطه سياه در دل او پيدا مىشود . اگر جبران كرد ، آن نقطه سياه رفع مىشود و اما اگر جبران نكرد ، گناه دوم آن نقطه سياه را بيشتر مىكند . گناه سوم آن نقطه سياه را زيادتر مىكند تا كم كم سياهى همه دل را مى گيرد . بعد امام صادق ( ع ) مى فرمايند : وقتى كه به اينجا رسيد ، « لن يفلح ابداً » . « 2 » اين يعنى چه ؟ يعنى « سَواءُ عَلَيهِم اانذرتَهُم ام لَم تُنذِرهُم لا يُؤمِنو ن » . گناه مداوم با انسان چنين مىكند . لذا اگر اطلاق كفر شد ، شايد همان معناى لغوى آن است . به خاطر اين كه كفر يعنى سرپوش و سرپوش يعنى پرده بين تو و خدا ، پرده بين او و ديدن واقعيات ، ديدن حقايق و ديدن معنويات . شرك در قرآن به دو معنى آمده است : يك معناى آن ، بتهاى سنگى و چوبى است كه به دست انسان ساخته مىشود و افرادى كه بى خردند آن را مى پرستند كه متأسفانه الآن

--> ( 1 ) - و محققاً بسيارى از جن و انس را براى جهنم واگذارديم ؛ چه آن كه آنها را دلهايى است بى ادراك و معرفت و ديده هايى بى نور بصيرت و گوشهايى ناشنواى حقيقت . آنها مانند چهار پايانند ، بلكه بسى گمراهترند . آنها همان مردمى هستند كه غافل شدند . ( اعراف / 179 ) ( 2 ) - « قال ابى عبد الله ( ع ) : اذا اذنب الرجل خرج فى قلبه نكتةٌ سوداء قان تاب انمحت و ان زاد زادت حتى تغلب على قلبه فلا يفلح بعدها ابداً » . ( كلينى ، كافى ، ج 2 ، ص 271 ، روايت 13 ؛ شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 302 ) .