الشيخ حسين المظاهري
18
در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)
نفس لوامه ، محسِّنه و اماره از نظر قرآن ، روايات ، فقها و علماى علم اخلاق ، مسلم است كه - ولو كمرنگبايد اين نفس لوامه را داشته باشيم . به اين معنى كه اگر نفس اماره بر ما مسلط شد و گناهى از ما سرزد يك تلاطم درونى در ما پيدا بشود . ضربات وجدان و به عبارت ديگر ، ضربات نفس لوّامه ، تازيانه هايش را يكى پس از ديگرى بر گرده روح ما وارد كنند و بالاخره ساكت ننشيند تا اينكه ما آن گناه را جبران كنيم . و واى به آن كسى كه به جاى نفس لوامه ، نفس محسِّنه بر او حكمفرما باشد ؛ يعنى گناه كند و آن گناه را توجيه كند . گناه كند و آن گناه را خوب بپندارد . معلوم است كه اگر اين نفس محسِّنه آمد ، ديگر رستگارى نيست . رستگارى آنجاست كه انسان بتواند گناه را جبران كند ، اما اگر گناه را خوب بپندارد ، ديگر جبران نمى كند ، و وقتى كه جبران نكند ، معلوم است كه به قول قرآن : « خَسِرَ الدُّنيا وَ الآخرَةَ » « 1 » « هَل نُنَبِّئِكُم بِالاخسَرينَ اعمالًا الَّذينَ ضَلَّ سَعيُهُم فِى الحَيوةِ الدُّنيا وَ مُم يَحسَبوُنَ انَّهُم يُحسِنُونَ صُنعاً » « 2 » ؛ يعنى ورشكسته ترين ، شقى ترين و بدبخت ترين افراد ، آن افرادى هستند كه گناه كنند ، اما پندارند كه اين كار ، كار خوبى است . بد كنند و تخيل كنند كه اين كار ، خوب است . در چنين شخصى ، نفس لوامه به نفس محسِّنه تبديل شده است . خلاصه اينكه عادل و متقى به كسى مى گوييم كه نفس لوامه بر او حكمفرما باشد . اگر گناهى كردولو گناهى كوچك - به تقويت نفس لوامه ، ملامتها و تازيانه هاى وجدان بر او باشد تا جبران كند . به اين مى گوييم متقى ، و فاسق به كسى مى گوييم كه اين نفس لوامه را نداشته باشد . به جاى نفس لوامه ، نفس اماره بر او حكمفرما باشد و به جايى برسد كه چشم ، زبان ، گوش و دل او كليد نداشته باشد .
--> ( 1 ) - در دنيا و آخرت زيان ديده است . ( حج / 11 ) ( 2 ) - آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم ؟ آنان كسانى اند كه كوشش آنها در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى پندارند كه كار خوب انجام مى دهند . ( كهف / 103 - 104 )