الشيخ حسين المظاهري
18
جبهه و جهاد اكبر (فارسى)
مخروبه اى مبدل نموده بود . پس از آنكه قضيه ى كربلا تمام شد و امام زين العابدين ( ع ) به مدينه باز گشتند ، دو يا سه بار بر عليه حكومت وقت قيام شد ، در يكى از اين انقلابها به استاندارى هجوم برده شد مردم مى خواستند محل مروان را خراب كنند و او را دستگير نمايند ، در اين حال مروان با همه جنايت و ظلمش نسبت به اهلبيت پيش خود فكر كرد كه به چه كسى پناهنده شود ، و دريافت كه محل امن و پناهى جز حضرت امام سجاد ( ع ) ندارد - با پاى برهنه شبانه به خانه ى حضرت گريخت هنگاميكه در زد حضرت متوجه شدند كه مروان است به استقبال مروان رفتند و او را به داخل منزل بردند و وى را تسلى داده و مورد ترحم و لطف قرار دادند ، بعد هم فرداى همان شب حضرت ، مروان و خانواده اش را به باغ خود برده و آنجا را در اختيار آنها گذاشتند و هر روز خود شخصاً غذا براى آنها مى بردند . ما هم به پيروى از امام بزرگوارمان حضرت سجاد ( ع ) بايد اين گونه عمل كنيم . اى رزمندگان جبهه ى نور ، در مقابل ناگواريها ومصائب صبر داشته باشيد كه ملائكه ى خداوند به استقبال شما بيايند و به شما درود و سلام بفرستند - و به مقامى برسيد كه به شما خطاب شود : يا ايَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّةُ ارجِعى الى ربك راضِيَةً مَرضِيَّةً فَادخُلى فى عِبادى وَ ادخُلى جَنَّتى . ( سوره الفجر / 30 )