الشيخ حسين المظاهري
79
اخلاق در خانه (فارسى)
دارى ؟ گفت : هيچ . غير از اين پيراهن كه پوشيدم هيچ ندارم . حضرت فرمودند قرآن ياد دارى گفت : بله يك سورهى قرآن بلدم سورهى واقعه را بلدم . به خانم گفتند حاضرى با اين مهريه ازدواج كنى ؟ گفت : بله و عقد جارى شد . آنچه پيغمبر ( صلىاللهعليهوآله ) مىخواست اين است . نمىگويم چنين اما مىگويم چرا اسير اين بندها ؟ چرا همهمان گرفتاريم ؟ روحانى ، بازارى ، زارع ، دهاتى ، شهرى ، مقدس ، غير مقدس همه گرفتارند . بهانهگيرها و مقدسها بيشتر گرفتارند ؛ مخصوصاً با استخارههايى كه مىكنند و بالأخره اين بهانهها ، برد و آوردها سد است زنجير است . آن وقتى كه داماد سر عقد نشسته است به فكر اين است كه قرض اين طلاها را چه وقت ادا كند ؟ چگونه ادا كند ؟ مىشود يا نه ؟ چرا اين سد باشد ؟ بدون طلا چه اشكالى دارد ؟ يقين داشته باشيد بعد خدا عنايت مىكند . معنى ندارد كسى براى خدا كار كند اما خدا پاداش او را ندهد . شما براى افراد معمولى كار مىكنيد هروقت به شما برسند تشكر مىكنند . حال براى خدا كار كنيد خدا براى شما عنايت نكند ! خانم ! طلا بعد هم پيدا مىشود . دنبال اين باش كه يك دامادى پيدا كنى كه دخترت را دوست داشته باشد . به قول امام صادق ( عليه السلام ) اگر هم دوستش نداشته باشد دينش نگذارد غصه بخورد . وقتى مىبيند طلا ندارد و مىتواند طلا بگيرد مىگيرد و به قول معروف اگر بتواند سرا پايش را طلا مىكند . نمىخواهد سد درست كنى . نمىخواهد