الشيخ حسين المظاهري
61
اخلاق در خانه (فارسى)
و قد دقت و رقت و استرقت فضول العيش اعناق الرجال « 1 » آن چيزى كه ضعف عصب مىآورد و انسان را از نظر روحى از بين مىبرد ، آن چيزى كه انسان را وا مىدارددر مقابل هركس و ناكس متواضع بشود ، آن چيزى كه فقر فردى و اجتماعى مىآورد ، آن چيزى كه انسان را بنده ديگران مىكند و كارش مىرسد به آنجا كه بندهى فردى و بندهى اجتماعى مىشود ، مىفرمايد : زندگى تجملى است ، خرج نيست ، بَرج است اين جهازيههايى است كه روى گردن پدر و مادرها آمده است . اين جهازيههايى است كه گردن شكن ، كمر شكن ، بلكه همه چيز شكن است . يك خانم يك دختر شوهر مىدهد ، راستى نظير يك كسى است كه در هاونش گذاشته باشند و همچنين باباى اين دختر . اى جامعه ! همهمان مبتلا ، من مبتلا ، تو مبتلا ، دهاتى مبتلا ، شهرى مبتلا ، متدين مبتلا ، غير متدين مبتلا ، روهانى مبتلا ، غير روحانى مبتلا ، متجدد مبتلا ، غير متجدد مبتلا ، همه و همه مبتلائيم . اگر اين جهيزيههاى كمر شكن كم مىشد ده دختر را مىتوانستيم شوهر دهيم . مىگوئيد نمىشود ، مىشود . يك جملهاى از مرحوم آيت الله حائرى نقل مىكنند . چه الگوى عجيبى ، الگو براى همه : مىگويند مرحوم حاج شيخ نشسته بودند و طلبهها هم در محضر
--> ( 1 ) ) همانا زوايد و تجملات زندگى گردنهاى مردان را به بندگى و شكست كشانده است .