الشيخ حسين المظاهري
33
اخلاق در خانه (فارسى)
شدند و ديدند يك دستهاى بى وقت مشغول عبادتند حضرت پرسيدند اينها كيانند كه دنبال كار نرفتند و بى وقت مشغول عبادتند ؟ گفتند : يا اميرالمؤمنين اينها رجال الحقند . مولا اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) پرسيدند رجالالحق كيانند ؟ گفتند : يا على اينها افرادى هستند كه تارك دنيا شدهاند . اگر چيزى نصيبشان شد مىخورند و الا صبر مىكنند و در مسجد مشغول عبادتند . حضرت عصبانى شدند . بنابر آنچه « اسدالغابه » نوشته است تازيانه را به سر اينها كشيدند و فرمودند كه فكر انحرافى براى اسلام درست نكنيد . اين كارها از اسلام نيست . فرمودند : سگ هم مثل شما مىماند اگر چيزى به او دادند مىخورد و الا صبر مىكند . بالاخره اينها را از مسجد بيرون كردند . همان وقت كه به حسب ظاهر خلافت به دست او آمده بود وارد بصره شد و به منزل يكى از اشرافهاى بصره وارد شد و به تجمل گرايى او اعتراض كرد . او هم براى فرار از جواب گفت : يا اميرالمؤمنين من يك برادرى دارم گوشه نشين شده است . زهد منشى را انتخاب كرده ، با مردم تماس ندارد دنيا را رها كرده و در گوشهاى عبادت مىكند . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) برادر متجملش را رها كرد زيرا آن فكر انحرافى براى اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) گرانتر آمد . او را خواست و فرمود اين چه وضعى است ؟ چرا تارك دنيا شدى ؟ گفت يا على به تو نگاه مىكنم . حضرت فرمودند نه ، نمىشود به من نگاه كنى . زيرا من رئيس