الشيخ حسين المظاهري

170

اخلاق در خانه (فارسى)

كه مىنشست مىگفت من نمىخواستم اين اوضاع براى زن‌ها جلو آيد . خود زن‌ها چنين خواستند . ممن مىخواستم سر زن‌ها چادر نباشد . من يك بچه‌ى خيلى كوچكى بودم شايد چهار يا پنج ساله بودم كه در همه شهرها من جمله در اصفهان اين رضاخان چه مىكرد ! اين پيرمردهاى محل التماس مىكردند ؛ آنها مىگفتند كارتان نداريم مىخواهيم چادر نداشته باشيد . تا مىتوانيد حجاب داشته باشيد . اما چادر نداشته باشيد . رضا شاه مىخواست چادر سر زن‌ها نباشد ولو هر چيز ديگر باشد . زيرا انگليسىها مىدانستند اگر زن چادر نداشته باشد به كجا مىرسد و رساندند به آنجا كه ديديد . رساندند به آنجا كه ديگر زن لخت به خيابان مىآمد و افتخار هم مىكرد . در يك مجله‌اى در زمان طاغوت مىخواندم يكى از اين خانم‌هاى به تمام معنى فاسد كه ستاره‌ى سينما بود با شوهرش مىرفت . عكاس‌ها آمدند از او عكس بگيرند پيراهن او نظير پيراهن خواب بود و عمداً بند پيراهن خود را باز كرد . عكاس‌ها اطراف او را گرفتند براى اينكه بدنش را افراد نامحرم نبينند ! تا كم كم مجبور شد بند پيراهنش را بست . رو كرد به شوهرش گفت : اين عكاس‌ها عجب نجابت احمقانه‌اى دارند ! يعنى مىخواهم لخت در جامعه مرا ببينند . اين گونه هم عكسم را بردارند . اما اين عكاس‌ها اطرافم را گرفتند تا مجبور شدم بند پيراهنم را بستم ! رضاشاه و پادشاه تركيه به امر انگليسىها ايران و تركيه را اين گونه