الشيخ حسين المظاهري

97

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)

ديگر سد خاكى در مقابلش نمى تواند قد علم كند . آنگاه كه غريزه طوفانى شد از عقل كارى ساخته نيست و نمى تواند آن را مهار كند . براى مهار آن چيز ديگرى لازم است و آن همانا ايمان به خدا ، ايمان به مبدأ و معاد ، ايمان قلبى ، يعنى ايمانى كه از را تقيّد به شرع براى انسان پيدا مىشود است . ايمانى كه از نماز ، روزه ، جهاد ، حج ، كمك به ديگران ، خمس و زكات و مخصوصاً اجتناب از گناه پيدا بشود ، سدى محكم در مقابل غرائز يست كه بر انگيخته شده اند . غرائز هر چه زياد ، طوفانى و طغيانى باشند اين سدّ در مقابل آنها مىتواند عرض اندام كند . در واقع بايد بگويم اگر ايمانى قلبى حاصل شد ، اصلًا نمى گذارد غرائز طوفانى شده و طغيان كند ، ايمان قلبى مى توانداسب چموش غرائز را رام كرده وآنگاه عقل عروج كند و به منتهاى سيرش كه عند الله است برسد . اهميت علم بحث بعدى درباره علم است . افلاطون و شاگردانش مى گويند اگر جامعه يا فردعالم شد ، علم آنان سد محكمى در مقابل غرائز و نيروى كنترل كنندهاى براى انسان است لذا افلاطون در مدينه فاضله اش ميگويد : اگر جامعه يا فرد را عالم كردى مى توانى آنها را كنترل نمايى ، اگر براى انسانها علم به مفاسدو مصالح يا علم به اخلاق رذيله و فضائل انسانى حاصل گشت آنگاه ديگر جامعه يا فرد كنترل و تضمين شده است . حال بايد نگريست كه آيا اين سخن افلاطون صحيح است ؟ علم در اسلام اهميت زيادى دارد . تعليم و تعلّم به اندازه اى