الشيخ حسين المظاهري
87
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)
مى گويد ببينيد اينها ديوانه اند ، عاقل نيستند . به اينها مى گويند بيائيد ايمان بياوريد ، مى گويند پدرانمان بت پرست بوده و ما نيز بايد بت پرست باشيم . و تقليد در اين گونه مطالب ، در آنجاها كه فكر و عقل انسان كار مىكند اما انسان عقل را متابعت نكرده و درهاى فكر و انديشه را بسته و از ديگران متابعت بكند بسيار مضر است . مثنوى براى همين تقليد قضيه اى بسيار شيرين براى آنها كه تمام و كمال در اختيار ديگران واقع مى شوند ، دارد . آن وقتها نظير غربزدگى و حالا نظير مشرق زدگى و اينها يك نحو ديوانگى است . و اين مثال مثنوى بسيار زيباست كه درويشى به خانقاه رفته و در آنجا نشسته بود . افراد خانقاه چون شام نداشتند گفتند الاغ او را امشب فروخته و غذايى تهيه مى كنيم و مى خوريم . رفتند الاغ او را فروخته و شامى تهيه كردند . آمدند و دم گرفتند . وقتى كه گرم شدند دمشان اين بود كه مى گفتند : خر برفت و خر برفت و خر برفت . يعنى خر اين درويش را فروخته و با پولش شام خورديم . اين درويش نمى دانست آنها چه مى گويند معذالك خود او داد و كف دهانش بلندتر و بيشتر بود و او هم همان دم را تكرا ر مى كرد ! بعد كه اين دم و اين سور تمام شد ، درويش به نزد خادم خانقاه آمده و گفت الاغم را پس بده . خادم گفت الاغت را فروخته و غذا تهيه نموديم و خورديم . درويش گفت كه يعنى چه ؟ گفت افراد خانقاه سور نداشتند ، الاغ تورا فروختند و با پولش