الشيخ حسين المظاهري

83

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)

درخت ايمانى كه در دل روئيده شده است را آبيارى كرده و ريشه آن را در دل رسوخ داده و مى دواند . ايمان قلبى ما اعتقاد داريم كه اين انسان را هيچكس و هيچ چيز جز اين نيروى هشتم يعنى ايمان عاطفى نمى تواند كنترل كند . در اينجا پاى عقل لنگ است . وجدان اخلاقى و علم نيز اين چنينند . تربيت اگر چه تربيت صحيح ، آنگاه كه غريزه طوفانى شد ديگر آه و ناله و داد او به جايى نمى رسد . آنگاه كه اين انسان دلش بخواهد كارى بكند ، قانون نمى تواند سدى در مقابل او باشد . اگر غريزه حب رياست اين انسان طوفانى شد آنگاه ديگر از ايماه عقلى هيچ كارى ساخته نيست و براى رسيدن به هدفش نه تنها از اسفار ملا صدرا ، كه از قرآن نيز مى گذرد . عبدالملك مروان ملقب به « كبوتر مسجد » بود . در آن هنگام كه خبر رياستش را برايش آوردند در مسجد نشسته و قرآن در دامانش بود . در هماندم قرآن را بر زمين انداخته و گفت تا حالا با من بودى و ديگر نيستى . آنچه كه مىتواند انسان را كنترل كند فقط و فقط ايمان عاطفى و ايمان قلبى است . اين ايمان است كه اگر در دل كسى پيدا شد ، اگر تمام غرائز هم طوفانى بشود مثل برفى است كه بر كوه ببارد يا بادى است كه به كوه بوزد ، ديگر نم يتواننداين كوه را ريشه كن كنند . ديگر غرائز مانند برف وبادى است كه بر يك درخت كهنسال وارد شوند و البته كه نمى توانند آن را ريشه كن كنند .