الشيخ حسين المظاهري

20

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)

سير انسان حد يقف ندارد هدف براى انسانى كه خود را شناخت ، خدا است نه دنيا . در نظر چنين انسانى دنيا به معنا ى عامش به اندازه بال مگسى ارزش ندارد . به همين دليل است كه وقتى ابن عباس به حضرت على ( ع ) اعتراض مىكند كه چرا كفش خود را چندين بار وصله مى كنى در حالى كه پيشوا و حاكم مسلمانان هستى ؟ آن حضرت كفش را در مقابل ابن عباس مى افكند و مى پرسد اين كفش چقدر ارزش داد ؟ ابن عباس مى گويد : هيچ . آنگاه حضرت مى فرمايد : به حق آنكس كه جان على دريد قدرت اوست ، دنيا و رياست برشما نزد على به مقدار اين كفش ارزش ندارد مگر آنكه بواسطه آن حقى را ثابت كنم و يا باطلى را از ميا ن بردارم . در جاى ديگرى از نهج البلاغه نيز مى فرمايد : به حق آنكس كه دانه را شكافت و جان را آفريد ، اين دنياى شما نزد من از عطسه بز بى ارزش تر است . آرى ، هر گاه انسان خود را نشناخت ندانست گمشده او چيست ، مانند كرم ابريشم در اين دنيا به دور خودش مى تند در حالى كه انسان امكان دستيابى به مقام بس والايى را داراست . سير انسان حد يقف ندارد ، حد يقفش عنداللّه است . به آنجا هم كه نائل شد باز سيرش ادامه دارد ، باز از افاضات ربوبى بهره مى برد . در روايات آمده است كه در روز قيامت بعضى از بندگان به بهشت مى روند و بهشت آنها عند اللّه است . همسر فرعون وقتى بدستور آن ظالم ميخكوب شد ، اللّه اللّه مى گفت و با خدايش مناجات