الشيخ حسين المظاهري

105

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)

اما صادق ( ع ) فرموده بودند كه تعريف يك شخصى را پيش من ميكردند ، من دلم مى خواست اين فرد را ببينم . يك وقتى از خانه بيرون رفتم ، ديدم كه اطراف يك شخصى را گرفته اند و به من گفتند : آن كسى راكه مى خواستى ببينى اين فرد است . دنبال او راه افتادم ، او هم تا چشمش به من افتاد من را رها كرد و رفت . دنبال او رفتم گفتم بهتر است او را تنها پيدا كنم . ديدم رفت به يك مغازه انار فروشى ، دو تا انار دزديد و بعد رفت به يك مغازه نانوايى و دو تا نان دزديد . بعد هم رفت به يك خرابه و اين ها را صدقه داد و آنها را بين 4 فقير تقسيم كرد . زمانى كه خواست از خرابه بيرون برود ، او را گرفتم و گفتم : چرا اين كار را كردى ؟ گفت : چه كار كردم ؟ گفتم : همه چيز را ديدم . گفت : تو كه هستى ؟ خودت را معرفى كن ! معرفى كردم . گفت تو نوه رسول خدا هستى و مسئله بلد نيستى ؟ مگر قرآن را نخوانده اى ؟ گفتم : كدام قسمت را ؟ گفت : من جاء بالحسنه فله عشر امثالها « 1 » . اگر كسى يك كار خوب بكندخدا 10 برابر به او ميدهد . من 4 فقره دزدى كردم ، 2 تا انار و 2 قرص نان . 4 فقره دزدى و لذا 4 گناه در نامه عمل من نوشته شد اما اينها را صدقه دادم ، يك انار برابر 10 حسنه ، انار دوم برابر 10 حسنه . همچنين 1 قرص نان برابر 10 حسنه ى ديگر و قرص دوم نان باز

--> ( 1 ) 1 . سوره انعام ، آيه 160 .