الشيخ حسين المظاهري
66
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
وقتى كه يك آيهء نازل مىشود ، بعضى از اينها باندازهاى خوشحال مىشوند و در مقابل قرآن متواضع ، كه گريه شوق مىكنند و مىگويند : خدايا شاهد باش كه ايمان آوردهايم ، و در مقابل حق متواضع شدهايم . اگر از آنها بپرسند به چه دليل گريه مىكنيد و چرا متواضع شدهايد ؟ مىگويند : چگونه گريه نكنيم و متواضع نشويم در حالى كه او حق است و ما انسانيم و بايد متواضع شويم ، ما مىخواهيم از زمرهءافراد شايسته باشيم ، پس بايد در مقابل حق و حقيقت متواضع شويم ، . . . و چرا نشويم ؟ ! اين دو آيه را وقتى با هم مقايسه كنيد ، مىبينيد يك دسته آنطور هستند و يك دسته اينطور ، چرا ؟ چطور مىشود كه دو دسته در برخورد با حق تا اين اندازه سرسختند . يكى حاضر است جهنمى شود ، دنيايش نابود شود ، اما زير بار حق نرود و دسته ديگر آن قدر در برابر حمتواضع باشد كه وقتى حق را مىبيند ، گريه كند و بگويد : چه خوب شد حق را يافتم . علت اين هر دو « دل » است و مصداقآيه « اللّهُمَّ انْ كانَ هذا هُوَ الحَقَ « 1 » » دل ناپاك است كه لجوج و متكبر است و نمىتواند حق را ببيند . به قول آيات فراوانى از قرآن من جمله در همين سوره « يس » فَاغْشَيناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِروُنَ كور است ، پرده عصبيت كورش كرده ، كرش كرده ، گنگش كرده ، ديگر قالب برگشت هم نيست . « صُّمٌ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ « 2 » » كور است ، حق را نمىتواند ببيند و كر است نمىتواند صداى حق را بشنود . خداوند در قرآن ، پيامبر را تسلى مىدهد كه : « فَانَّكَ لا تُسْمِعُ المَوْتي وَلا تُسْمِعُ الصُّمِّ الدُّعاءِ اذا وَ لَوْ مُدْبِرينِ « 3 » » اين قدر غصهنخور « لَعَّلَكَ باخِعٌ نَفْسَكَ
--> ( 1 ) - سورهء انفال آيه 32 . ( 2 ) - سوره بقره آيه 171 ، ترجمه : « كفار از شنيدن و گفتن و ديدن حق » كر و گنگ و كورند زيرا عقل خود را به كار نمىگيرند » ( 3 ) - سوره روم آيه 52 . « تو نمىدانى مردگان ( مردهدلان كفر ) را سختى بشنوانى و يا كران ( باطن ) را كه از گفتارت روى مىگردانند ( به حقيقت ) شنوا كنى »