الشيخ حسين المظاهري

56

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

و مهربان است . به همين جهت قرآن مدعى است كه قانونم از طرف خداست و چون از طرف خداوند است ، به هيچ‌وجه در آن اعمال غرض نشده است . اصلًا كسى كه اين قانون را وضع كرده علاوه بر اينكه در نهايت رأفت و مهربانيش نيست به بندگان بوده مقهور كسى يا چيزى نبوده است . اين قانون قرآن و اسلام است و وقتى مىبينيم كه قوانين قرآن هيچكدام مقهور كسى و چيزى نيست و در همه حال به مصالح و مفاسد انسان توجه دارد . بايد بگوئيم كه اين قانون خدايى است و خود دليلى بر نبوت پيامبر اسلام است . مىدانيم كه پيامبر اسلام نيز مثل همهء انسانها بعد مادى دارد منتهى بعد معنويش بسيار قوي است : « قُلْ انَّماانَابَشَرٌمِثْلُكُمْ يُوحي الَيّ » « 1 » وقتى يك انسان كه داراى بعد مادى است قانونى با اين خصوصيات كه براى قرآن‌كريم ، نقل كرديم بياورد ، دليل بر اين است كه او پيامبر است يعنى از خود چيزى ندارد ، سفير است ، يك سفير الهى است . پس وقتى مىگوييم « تنزيل العزيز الرحيم » « عزيز » سه معنى دارد : الف ) بىهمتا : وقتى شما به فرزندتان مىگوئيد عزيزم ، يعنى بىهمتايى ، نظير ندارى . ب ) پرقيمت : مىگوئى مثل گوهر شب چراغ‌است ، يعنى بسيار ارزش دارد . ج ) غال لايقهر : كه در قرآن هم زياد استعمال مىشود و هر كجا كه مىگوئيم « ان الله عزيز حكيم » يعنى « غالب لايقهر » آن چيزى كه غالب بر ما سوى الله است و هيچگه مقهور كسى يا چيزى نيست . « رحيم » يعنى نسبت به بندگان رئوف است و به آنها لطف دارد . پس « تنزيل العزيز الرحيم » براى قرآن صفت است و در واقع صفت خداى تعالى است كه فرستندهء قانون مىباشد . در نتيجه آيات را بايد اين چنين معنا كنيم : « يس » اى محمد ( ص ) قسم به قرآنت كه سراسر حكمت است ، قسم به قرآنت كه از طرف كسى است كه « غالب لايقهر » است و چيزى و كسى در وضع قانون نزول قرآن او را مغلوب نكرده است . قرآنت از طرف كسى است كه علاوه بر آنكه عزيز است ، رحيم است . از طرف كسى است كه فقط او مىتواند قانون وضع كند . ( زيرا

--> ( 1 ) - سوره كهف ، آيهء 110 ، ترجمه : بگو من بشرى چون شما هستم الا اينكه به من وحى مىشود . . .