الشيخ حسين المظاهري
49
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
بياورد كه مالك انسان باشد و الا اگر مالك او نباشد ، چگونه مىتواند قانون برايش بياورد ؟ اگر من قانون براى شما بياورم ، ممكن است بگوئيد چرا تو براى ما قانون بياورى ؟ خير ، ما براى تو قانون مىآوريم . حالا بر فرض كه بتوانم براى شما قانون وضع كنم ، به چه دليل قانون من واجبالاجرا است ؟ جملهاى است در فلسفه كه مىگويد « لا يُسَلِّطُ احَدٌ عَلي احَدٍ » يعنى هيچكس تسلط بر ديگرى ندارد . تسلط بى جا بر ديگران كار استثمارگران ، استعمارگران و به قول قرآن كار ظالمهاست . كار فاسقهاست . فقط و فقط خداوند تسلط بر انسان دارد ، چرا ؟ زيرا مالك حقيقى انسان ، خداوند است و قرآن مىگويد من براى اين آمدهام تا اين تسلطهاى بى جا را از بين ببرم . « و يَضَعُ عَنْهُمْ إصْرَهُمْ و الأغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ » « 1 » اسلام آمده است تا حريت بياورد ، تا آزادى بياورد ، تا اينكه استثمارگرىها و استعمارگرىها و سلطهجوئىها را از بين ببرد . لذا دليل او براى اينكه هيچكس نمىتواند براى انسان قانون وضع كند به جز خداوند ، اين است كه چون او « مالك » است ، اختيار همه به دست اوست و او مىتواند انسان را محدود كند و بگويد : از اين راه برو ، يا از آن راه نرو . اين كار را بكن و آن كار را مكن . اما اگر من به شما بگويم اين كار را انجام بده ، شما هم به من مىگوئيد : تو اين كار را انجام بده . نه من و نه شما ، هيچكدام نمىتوانيم قانون وضع كنيم . ب ) شناخت انحصارى خداوند نسبت به انسان : قانون را كسى مىتواند براى انسان بياورد كه انسانشناس باشد ، بداند كه نياز انسان چيست و الا اگر نداندف قانونى وضع مىكند كه به درد انسان نمىخورد . دكتر وقتى مىتواند مرا معالجه كند كه درد مرا تشخيص دهد ، اگر درد را تشخيص ندهد ، » نمىتواند معالجه كند . معالجه كردنش هم حرام است و اگر اقدام به معالجه كند گناه كرده و كار حرام انجام داده است . حالا ببينيم انسانشناس واقعى چه كسى است ؟ انسانشناس فقط خداوند است ، چه كسى انسان را شناخته و مىتواند بشناسد ؟ به قول آن آقا ، انسان موجودى ناشناخته است و راستى هم كه انسان شناخته نشده است .
--> ( 1 ) - سوره اعراف آيه 157 « و احكام پررنج و مشقتى را كه ( از جهل و هوى ) چون زنجير به گردن خود نهادهاند همه را بردارد »