الشيخ حسين المظاهري
46
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
عَلَيَّ الحَوْض » « 1 » امام با قرآن و قرآن با امام . بسيار خوب ، اين دوازده نفر تمام شدند ؟ نه ، يك نفرشان باقى است ، اما زمان غيبت است ، دسترسى به او ندرايم ، به چه كسانى دسترسى پيدا مىشود ؟ « روحانيت » ، روحانيون از نظر اسلام ، نبى تبليغى هستند . يعنيك ار حضرت لوط ، يونس و شعيب به عهده اينهاست . اين همه سفارش كه در قرآن و روايات اهلبيت ( ع ) و پيامبراكرم ( ص ) راجع به علماء شده است همه و همه مربوط به همينهاست ، پيامبراكرم ( ص ) فرمودند : عُلَماء امَّتى كَأَنْبياءِ بَنى إسْرائيل « 2 » استاد بزرگوار ما رهبر عظيمالشأن انقلاب ادامالله ظله در يكى از كلماتشان در كتاب اصول مىفرمايند اين روايت متواتر است . يعنى تا حدى تكرار شده كه مسلم است اين گفته از زبان پيامبر ( ص ) است . اگر يك نبى تبليغى بيايد ، با وجود اين همه نبى تبليغى چكار مىتواند بكند ؟ خودمان اين همه نبى تبليغى داريم به علاوه اينكه تضمين هم شده ، روحانيت تا قيامت از بين نخواهد رفت و ما يقين هم داريم كه اين روحانيت باقى خواهد ماند . لذا اين دستهاى خطرناكى كه شعار اسلام منهاى روحانيت را زمزمه مىكنند ، يقين داشته باشند كه دستشان شكسته مىشود و كارى از پيش نخودهد بود . رضاخان با آن قلدرى نتوانست روحانيت و فقه سنتى را از بين ببرد ، چگونه چند نفر ناتوان بىعقل مىتوانند روحانيت را از بين ببرند ؟ ! زمانى در همين اواخر ، خدمت استاد بزرگوارم رهبر عظيمالشأن انقلاب ادام الله ظله بودم ، يك مقدارى اظهار ناراحتى براى حوزه و روحانيت كردم . ايشان با وقار خاص خود به حرفهاى من گوش فرا دادند و سپس با كمال خونسردى فرمودند : نه براى حوزه ناراحت باش و نه براى روحانيت ، دست حضرت ولىعصر ( عج ) بالاى سر روحانيت است . تا كنون كسى نتوانسته است و بعد از
--> ( 1 ) - پيامبراكرم ( ص ) فرمودند : من شما را ترك مىكنم ولى دو چيز گرانمايه بين شما مىگذارم ، قرآن خدا و عترتم را اين روايت شريف نزد علماء شيعه و سنى متواتر است كه هيچ جاى ابهام و ترديدى نيست و تنها با 35 سند مرحوم سلطان الواعظين در شبهاى پيشاور ( ص 225 ) حدود 35 كتاب از علماء اهلسنت با آدرس دقيق بيان فرمودهاند كه اين روايت معمولًا در صفحات متعددى با اسناد مختلف آن بيان شده و در كتاب كنزالعمال ( ج 1 ، ص 172 ) حدود 19 سند نقل شده است . ( 2 ) - دانشمندان امت من مثل انبياء بنىاسرائيلند ( بحارالانوار ج 2 ، ص 22 ) .