الشيخ حسين المظاهري
43
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
كه او را به سعادت برساند . لذا مىبينيم سراسر قرآن مدعى است كه من قانونم ، اما قانون حنيف و صراط مستقيم . به همين دليل هم اين زمان و آن زمان ، اين ملت و آن ملت و اين وقت و آن وقت ندارم . براى هم انسانها داراى هر خصوصيتى كه باشند هستم . وقتى كه چنين باشد ، جملهء « علي صراط مستقيم » يك دليل براى نبوت مىشود . آيه شريفه مىفرمايد ، تو پيامبرى ، به دليل اينكه آدمى بىسواد بودى و در بين مردم ، متجاوز از چهل سال زندگى كردى ، حالا كتاب قانونى آوردى كه در آن افراط يا تفريط ديده نمىشود . شما در قرآن و سنت نمىتوانيد قانونى پيدا كنيد كه در آن افراط يا تفريط وجود داشته يا به طبع انسان ناسازگار باشد . چه كسى مىتواند چنين قانونى را بياورد ؟ آن كسى كه مدير باشد ، حكيم باشد ، عالم باشد ، انسانشناسى باشد ، نه فقط اسلامشناس كه اسنانشناس باشد و اين مختص به ذات پروردگار است . اين دليل ولو به طور مستقيم اثبات نبوت مىكند اما در ضمن اثبات خاتميت نيز مىنمايد . در قرآن و روايات اهلبيت ( ع ) شواهد بسيارى بر خاتميت پيامبر وجود دارد . قرآنكريم مىفرمايد : « ما كانَ مُحَمَّدٌ ابا احَدٍ مِنْ رَجالِكُمْ ولكِن رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبييّنَ وَ كانَ اللهُ بِكُلِّ شيٍ عَليماً » « 1 » پيامبر ، خويشى با كشى ندارد . فقط پيامبر و خاتمالانبياء است و در روايتى كه شيعه و سنى برآن اتفاق دارند پيامبر ( ص ) به اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايد : « أنْتَ مِنّي بِمَنْزَلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسي الّا أَنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدي » « 2 » قضيه خاتميت ، يك قضيه مسلم در اسلام است . چرا خاتم است ؟ چرا بايد بعد از
--> ( 1 ) - سوره احزاب آيه 40 . ترجمه : محمد ( ص ) پدر هيچيك از مدران شما نيست ليكن او رسول خدا و خاتم انبياست و خدا هميشه بر همه چيز آگاهست . ( 2 ) - اين روايت شريف به اسناد مختلف در جلد پنجم عقبات الانوار ( ميرسيد حامد حسين ) آورده شده و اسناد آن را از اهل سنت نقل فرموده و مورد بحث و بررسى قرار گرفت است و در كتاب كنزالعمال از پيامبراكرم ( ص ) و از خود حضرت امير ( ع ) در چند مورد آمده است ، در كتب شيعه هم به قدرى فراوان نقل شده كه قابل احصاء و شمارش نيست . بعلاوه مرحوم سلطانالواعظين شيرازى ره در كتاب شبهاى پيشاور از 64 كتاب با اسناد مختلف اين روايت را از علماء اهل سنت نقل فرموده است . اين روايت از روايات متواتر است نزد شيعه و سنى و هيچ ترديد در آن نيست كه از شخص پيامبراكرم ( ص ) رسيده است حتى در كفايةالطالب ( باب 7 ص 149 ) محمدبنيوسف گنجى مىگويد : هذا حَديثُ مُتَّفِقٌ عَلى صِحَّتِة رُواة الائِمَة الاعلامِ الحُفّاظِ » اين حديث را راويان بزرگ همگى بر صحتش اتفاق نظر دارند .