الشيخ حسين المظاهري

35

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

فلسفه نيست ، اما سراسرش فلسفه است . مرحوم صدرالمتألهين عليه‌الرحمة بعد از هفتاد سال غور و عمق و عرفان ، بالاخره مىتواند ادعا كند كه من كسى هستم كه از قرآن استفاده مىكنم ! من آن هستم كه مىتوانم برهان نظم قرآن را در صغرى و كبراى منطقى بريزيم ! قرآن به يك اشاره هم برهان نظم را مىفهماند و هم برهان حدوث را در حالى كه در مقام بيان چيز ديگرى بوده است ! اما همان اشاره به طور رسا مطالب فلسفى را بيان مىكند و در يك جمله ، « يك دنيا فلسفه و عرفان و خودسازى دارد » . اما طريقه خودسازىاش اخلاق يونانى نيست ، خودسازىاش به بيان خود قرآن پايه‌اى محكم داردو به اعتراف دشمن ( وليدبن‌مغيره ) « و ان اعلاه لمثمروان اسفله لمغدق » قانون دارد اما وضع قانونش مطالب با فطرت است . براى هم در هر زمان و در هر مكان درست از آب در مىآيد . بالاخره از اول تا آخرش حكمت و معرفت و فلسفه است . به قول بزرگان « سهل و ممتنع » است . يعنى از اين جمله « والقران الحكيم » من يك چيزى مىفهمم و شما چيز ديگرى ، صدرالمتألهين مقدارى بيشتر و امام صادق ( ع ) خيلى بيش از اينها مىفهمند ، يعنى يك لفظ است اما هفتاد معنى دارد . اين هفتاد معنى كه در روايات است از بابا مثال است و گرنه هر كسى از آن به طريقى استفاده مىكند . براى عوام مردم ، معناى آيه « والقرآن الحكيم انك لمن المرسلين » اين است كه قسم به قرآن حكيم كه تو پيامبرى . اين را همه مىفهمند . وقتى از اين بالاتر بياييم انسان مىفهمد كه يك نوع تحدى در آيه شريفه وجود دارد . اميرالمؤمنين ( ع ) وقتى قرآن مىخواند مىفرمايد : تمام قرآن در سورهء « قل هوالله احد » است . و تمام « قل هوا الله احد » در « بسم الله الرحمن الرحيم » است و تمام « بسم الله الرحمن الرحيم » در « باءِ » بسم الله است و من نقطه زير « باء » بسم الله هستم « 1 » . اين يعنى چه ؟ من نمىدانم اما همين قدر مىدانم كه اميرالمؤمنين ( ع ) مىتواند صد سال دربارهء « قل هو الله احد » صحبت كند و از « قل » آن رد نشود ! عمده تحدى قرآن اين است كه همين « والقرآن الحكيم » را در قالب الفاظى ديگر ريخته و به شكل

--> ( 1 ) - انّ جَميعَ القُرْآنِ فى باءِ بِسْمِ الله وَانَا نُقْطَة تَحتَ الباء ( اسفار اربعة / صدرالمتألهين شيرازى ره : ج 7 / ص 33 )