الشيخ حسين المظاهري

26

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

انواع تحدى به قرآن : 1 - تحدى به فصاحت و بلاغت : اين جهت مربوط به عربهاست ، چون فصاحت و بلاغت فرع ادبيات عرب است . اما به هر حال قرآن در زمينه فصاحت و بلاغت هماورد مىطلبد و مىگويد سراسر قرآن فصيح است . يعنى خوب گفته شده و معانى در قالب بهترين و راسترين و در عين حال ، زيباترين الفاظ ريخته شده است . اما اينكه بلاغت دارد يعنى هر حرفى بجا گفته شده است . در حدى كه از زمان حضرت آدم ( ع ) تا به حال كسى نتوانسته است چون قرآن سخن بگويد . قرآن استدلال دارد اما نه استدلال منطقى كه صغرى و كبرى داشته باشد و از آن نتيجه بگيرد ، در حالى كه استدلال و برهانش خيلى محكم است . معنى به گونه‌اى در قالب لفظ ريخته شده كه تا به حال كسى بدينگونه استدلال نكرده است و از اين پس نيز نتواند كرد . اين فصاحت و بلاغت قرآن حتى در زمان پيامبر ( ص ) بسيار اثر داشت . اكثريت اعراب با آن تكبر و تعصبشان در برابر پيامبر تحت تأثير فصاحت و بلاغت و جذبه قرآن بودند . مسلماً بسيارى از آنها وقتى كه قرآن را مىخواندند نمىفهميدند كه « والقرآن الحكيم » يك استدلال محكم است ، نمىفهميدند كه تعليق حكم بر وصف است و اين استدلال مبناى محكم فلسفى دارد ؛ اما جاذبه قرآن ، آنان را جذب مىكرد . فصاحت و بلاغت قرآن طورى آنها را تحت تأثير قرار مىداد كه بىچون و چرا در برابر پيامبر اكرم ( ص ) تسليم مىشدند . معاندين و منافقين و افرادى كه نمىخواستند قرآن پيامبر ( ص ) منتشر شود ، با هم مشورت كردند و قانونى وضع نمودند كه هيچ‌كس حق ندارد به حرفهاى پيامبر گوش فرا دهد و يا در اجتماعى كه پيامبر ( ص ) سخن مىگويد شركت كند . حتى در « سيره ابن هشام » مىنويسد : اگر غريبه‌اى وارد مكه مىشد به او دستور مىدادند درون گوشهايش پنبه بگذارد ، تا در صورت ملاقات و برخورد با پيامبر ، كلام او را نشنود . ولى همه تاريخ‌نويسان اعم از شيعه و سنى و غيرمسلمان كه همان نويسندگان و تصويب كنندگان قانون ، شبها اطراف خانه پيامبر جمع مىشدند تا