الشيخ حسين المظاهري

20

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

جواب مىدهيد ! . « 1 » گفتم : اگر دور و نزديك ندارد ، پس امشب نمىخواهد به حرم برويد ، همين جا در منزل زيارت جامعه را بخوانيد . ايشان در جواب من فرمودند : « مصطفى ! تقاضا دارم روح عوامانه ما را از ما نگير . » ( يعنى كار ، كار عشق است ، مربوط به استدلال نيست . ) من اگر بخواهم با فكر خود وارد قرآن شوم و يا روايات را معنى كنم ، نمىتوانم . مىگويند مرحوم ملاصدرا عليه‌الرحمة خودش فرموده بود : آنگه كه « اسفار » را مىنوشتم هر وقت شبهه‌اى برايم پيش مىآمد ، كه نمىتوانستم آن را حل كنم ، به حرم حضرت معصومه ( س ) مىرفتم و به آن حضرت متوسل مىشدم و شبهه فلسفى يا عرفانيم را در حرم آن حضرت حل مىكردم . چقدر تفاوت است بين اين مرد و آن جوان نپخته‌اى كه مىگويد اين گنبدها و بارگاهها براى ما چه فايده‌اى دارد ، چه خوب است كه اين طلاها را پاكسازى كنند و صرف فقيران و ضعيفان نمايند ! اينها خيلى با هم تفاوت دارد . ملاصدرا را بايد گفت ملا ، نه آن جوان نپخته را . ملاصدرا ، كسى كه همه چيز را به همه كس نشان داد و كسى كه افتخارى براى شيعيان بود ، شبهه خويش را سر قبر حضرت معصومه ( س ) حل مىكرد . چرا ؟ زيرا روح تعبد داشت ، و اين روح تعبد را از دست ندادن كارى است بس مشكل ، مخصوصاً براى طلبه‌ها و براى به اصطلاح روشنفكرها . قرآن يك هدف دارد و آن هم درست كردن « عبد » است . شما اگر از اول تا آخر قرآن را بخوانيد و با آن عينكى كه مىگويم بدان بنگريد ، مىبينيد كه قرآن به دنبال يك هدف است و آن اين كه « عبد » درست است . سراسر قرآن دنبال اين است كه انسان در برابر خدا و پيامبر ( ص ) و امام صادق ( ع ) و روايات صددرصد تسليم باشد و اينكه چرا مثلًا نماز صبح 2 ركعت است و . . . اين چراها كنار برود . عوام مردم بطور نپخته اين روح تعبد را دارند ، اما اسلام مىخواهد كه هم دانا باشيم و هم روح تعبد داشته باشيم .

--> ( 1 ) - اشْهَدُ انَكَ تَسْمَعُ كَلامي وَ تَرُدُّ سَلامي و انَكَ حَي عِنْدَ رَبِّكَ مرزوقٌ شهادت مىدهم كه شما سخنم را مىشنويد و سلامم را پاسخ مىدهد و شما زنده‌ايد و نزد پروردگار روزى مىخوريد .