الشيخ حسين المظاهري
10
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
ولى او از خود هيچ ندارد . به قول باباطاهر : به دريا بنگرم دريا تو بينم * به صحرا بنگرم صحرا تو بينم به هرجا بنگرم كوه و در و دشت * نشان از قامت رعنا تو بينم اگر اين دريافت ربط محض بودن ، با لفظ تنها نباشد ، بلكه واقعاً بيايد كه خود هيچ است و همه اوست ، آثار عجيبى به دنبال دارد كه اين انسان مرتبط به منبع قدرتى بىنهايت مىگردد و خود منشاء خيرات بركات زايدالوصفى خواهد شد . هر ا ندازه ارتباط با خداوند متعال بيشتر باشد ، سعه وجودى بيشتر است . با اين بيان خيلى از اشكالات حل مىشود . از جمله معجزات انبياء الهى و ائمه معصومين عليهمالسلام و يا خوارق عاداتى كه از بعض اولياء دين ديده مىشود ، همگى در واقع بستگى به اندازه ارتباط به ذات مقدس ربوبى دارد . هيچ جاى استبعاد نيست كه به امر مبارك حضرت علىبنموسىالرضا عليه آلاف التحية و الثناء دو عكس شيرى كه بر پرده كشيده شده بود در خارج موجود شدند و از پرده پائين پريدند و آن ساحر را يك جا دريدند و خوردند و مأمون از ترس بىهوش شد « 1 » . اين نوع مسائل ، فراوان از امامان معصوم نقل شده است و از آن گذشته شاگردان مكتب عصمت هم به اندازهء ارتباط با حق ، خود مظهرى از قدرت خداوند بودند كه كم و بيش مىتوان در كتب اسلامى ردپايى از آن يافت . اين بيانى كه در مورد تقدير بسمالله گفته شد ، هم عرف پسند است و هم در فلسفه وعرفان براى آن بيانى رسا دارند ، به علاوه ضمن اينكه شامل معانى ديگرى هم كه گفتهاند مىشود ، خالى از اشكال نيز مىباشد ، بر خلاف بعضى بيانات ديگر كه مثلًا گفته شده مىتوان « استعين » در تقدير گرفت ، كه معنا چنين مىشود : به نام خدا كمك مىجويم . و اين درست نيست كه خود خدا به نام خود كمك بطلبد . چرا كه بسمالله در قرآن آمده و قرآن كلام خداست . بله اگر ما بندگان استعانت به نام نامى او پيدا كنيم خوب و درست است . اگر ما بخواهيم به جايى برسيم ، بايد به نام او و رابطه فيض و اهلبيت چنگ بزنيم اما خود خدا كه چنين نيست . نتيجه بحث تا اينجا : به نظر مىرسد كه بسمالله كه جار و مجرور است متعلق به « ابتداء » باشد با جميع لوازم و توابعش ، كه ساير اقوال را هم شامل مىشود .
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 183 - 184 .