الشيخ حسين المظاهري
37
معاد در قرآن (فارسى)
گرسنگى در حال مرگ ديد ، به ناچار از آهنگرى مدد جست تا طعامى براى فزندانش تهيه كند . اما ، آهنگر از زن تقاضاى نامشروعى كرد . زن با ناراحتى بسيار به خانه بازگشت . شب بعد دوباره كودكان را كام مرگ ديد و باز بسوى مرد آهنگر شتافت ، اما با همان درخواست رو برو شد . روز سوم ، كودكان را رمقى نمانده بود و زن مجبور شد كه ديگر بار نيز منت مرد آهنگر را بكشد . اين بار هم سخن آهنگر همان بود . لاجرم زن گفت به شرطى مى پذيرم كه به جائى رويم كه جز من و تو هيچ كس ديگر نباشد . مرد آهنگر كه نفس شيطانيش طغيان كرده و ايمان از دل او رخت برجسته بود ، خوشحال شد . سرانجام آن مرد زن را به دورن خانه خود برد ، ناگاه زن شروع به لرزيدن كرد و به مرد آهنگر گفت پس چرا به شرطت وفا نكردى ؟ ! آهنگر با تعجب پرسيد مگر غير از من و تو در اينجا كس ديگرى هست ؟ زن گفت : آرى ! جز من و تو خدا حاضر و اهد و ناظر است ، و در كنار هر يك ما دو ملك مقرب پروردگار موكل به ثبت اعمال ما هستند . ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد . « 1 » انسان سخنى بر زبان نمىآورد مگر همان دم « رقيب » و « عتيد »
--> ( 1 ) . سورهء ق ، آيه 18 .