الشيخ حسين المظاهري

75

سير و سلوك؛ مقدمه (فارسى)

چسباند - و نمىگويم مانند اين دو انگشت - و انگشت سبابه و وسطى را به هم چسباند - تا يكى بر ديگرى پيش باشد و جلو افتد . پس به هر دوى اين‌ها چنگ زنيد تا نلغزيد و گمراه نشويد ، و بر ايشان جلو نيفتيد كه گمراه مىشويد . » اين روايت از مهم‌ترين روايات در زمينهء امامت و ولايت است و نكات مهمّى از آن فهميده مىشود . از جمله اينكه خلافت بلافصل پيامبر ( ص ) متعلّق به اميرالمؤمنين ( ع ) است و هيچ‌كس حق ندارد خود را به جاى ايشان خليفهء مسلمين بپندارند . بعد از اميرالمؤمنين ( ع ) و تا روز قيامت نيز بايد از عترت پيامبر ( عليهم السلام ) ، يك نفر به عنوان خليفهء مسلمين و در كنار قرآن باشد . دوازده امام ( عليهم السلام ) ، همان عترتى هستند كه پيامبر اكرم ( ص ) در روايت ، ثقل قرآن معرفى مىنمايند . تا حال هيچ كس از شيعه و سنّى نگفته آن بزرگواران عترت نيستند . و نيز هيچ‌كس تا به حال نتوانسته است ديگران را عترت پيامبر ( ص ) معرفى نمايد و همه اقرار دارند عترت ، همان دوازده نفر هستند . مهدويّت و رجعت ، دو نتيجهء ديگر روايت ثقلين هستند . همراهى قرآن و عترت ( عليهم السلام ) تا روز قيامت ، حيات امام زمان « ارواحنا فداه » و غيبت ايشان و امامت آن حضرت در پشت پردهء غيبت را اثبات مىنمايد . همچنين انفكاك ناپذيرى قرآن و عترت ( عليهم السلام ) تا قيامت ، بيانگر اين حقيقت است كه پس از حكومت حضرت مهدى « ارواحنافداه » بايد يكى از ائمهء دوازده گانه ( عليهم السلام ) زنده شوند و بر جهان حكومت كنند و اين همان معناى رجعت است . از جمله نتايجى كه اين روايت شريف در بر دارد ، اين است كه پيامبر اكرم ( ص ) هنگام خواندن روايت شريف ثقلين ، دو انگشت پهلوى شصت از دو دست خود را كه هيچ كدام بزرگتر و كمتر از ديگرى نيست ، كنار هم قرار مىدادند و مىفرمودند : « إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثِّقْلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي » منظور پيامبر ( ص ) از اين كار اين است كه قرآن كريم و عترت ( عليهم السلام ) هيچ كدام بر ديگرى بر ديگرى برترى ندارند . به عبارت روشن‌تر يكى از آن دو ، قرآنِ صامت و ديگرى ، قرآنِ ناطق است .