الشيخ حسين المظاهري

63

سير و سلوك؛ مقدمه (فارسى)

را آورده است . آنجا كه مىفرمايد : ( نَزَلَ مِنَ الْحَق ) . خواندن قرآن به صورت ترتيل ، مقدمهء كسب حالت خشوع است . هنگامى كه آدمى در مقابل قرآن خاشع شود ، قلب هم همراه او قرآن مىخواند و اين قرآن تا عمق جان او نفوذ مىكند . البته براى خواندن قرآن ، آداب ظاهرى ( خضوع ) هم بايد رعايت شود ، مانند اينكه انسان با وضو و طهارت باشد ، موقع قرآن خواندن پاها را دراز نكند و با كسى حرف نزند و اين طرف و آن طرف را نگاه نكند و در صورت امكان دو زانو و مؤدّب بنشيند . در روايت است كه قرآن زنده است و جان دارد ، « 1 » ولى ما اين زندگى را نمىفهميم و الّا كسانى كه اهل دل هستند ، با قرآن حرف مىزنند و قرآن هم با آنها صحبت مىكند . قرآن حيات طيّب دارد و ادب ايجاب مىكند كه انسان در مقابل قرآن مؤدّب باشد ، هم در ظاهر و هم در باطن . يعنى دل هم مؤدّب باشد و به اين طرف و آن طرف نرود و فقط متوجّه قرآن باشد . در اين صورت است كه در قلب يك حالت ديگر به‌وجود مىآيد كه همان حضور قلب در موقع خواندن قرآن است . يعنى انسان درمىيابد كه همه جا محضر خداست و او با خداى سبحان سخن مىگويد و خداوند نيز جواب او رامىدهد . همانگونه كه قبلًا بيان شد ، اين مطالب از امور يابيدنى است و نمىشود حالت آن را وصف كرد . انسان به جايى مىرسد كه مىيابد خدا با او صحبت مىكند . از اين رو گفته شده در جاهايى از قرآن كه خداوند مىفرمايد ( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ) شما بگوييد « لبّيك » و فوراً جواب خداى سبحان را بدهيد . « 2 » امام صادق ( ع ) مىفرمايند اگر به آن مرحله حضور قلب هم نرسيده‌اى ، جواب خدا را بده و به صورت ظاهرى بگو « لبّيك » تا

--> ( 1 ) . تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 203 : « إِنَّ الْقُرْآنَ حَى لَمْ يمُتْ . . . » ( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 2 ، ص 124 : « ينْبَغِى لِلْعَبْدِ إِذَا صَلَّى أَنْ يرَتِّلَ فِى قِرَاءَتِهِ فَإِذَا مَرَّ بِآية فِيهَا ذِكْرُ الْجَنَّة وَ ذِكْرُ النَّارِ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّة وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ وَ إِذَا مَرَّ بِيا أَيهَا النَّاسُ وَ يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا يقُولُ لَبَّيكَ رَبَّنَا »