الشيخ حسين المظاهري
86
سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى)
به عبارت روشنتر ، تفكّر عامل مطلوب و مؤثّرى براى رهائى انسان از گرداب غفلت و هدايت او به سوى ساحل توجّه و بيدارى است . خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم ، مكرراً عباراتى نظير أَفَلا تَتَفَكَّرُون ، أَفَلا تَتَذَكَّرُون ، أَفَلا تَعْقِلُونَ را تكرار مىفرمايد و هدف از اين تذكّرهاى پى در پى ، اين است كه انسانها به فكر فرو روند و اين تفكّر ، مقدمهاى براى تنبّه و بيدارى آنان باشد . اصولًا وجه تمايز انسان و حيوان تفكّر و تعقّل است . پس اگر كسى از اين دو نعمت الهى استفاده نكند ، با حيوانات تفاوتى ندارد . حتّى از نظر قرآن مجيد ، چنين انسانى از هر جنبندهاى پستتر است : إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُون « 1 » حقّا كه بدترين جنبندگان در نزد خدا ، مردم كر و لالى ( از شنيدن و گفتن حق ) هستند كه نمىانديشند . قرآن كريم از بيان اين آيه يا آيات ديگرى كه انسان را پستتر از حيوانات معرفى مىنمايد ، قصد اهانت به انسان ندارد ؛ بلكه خبر از موقعيّتى مىدهد كه در اثر عدم تفكّر و تعقّل براى انسان پديد مىآيد . لذا مىفرمايد انسانى كه عقل دارد ، اما تعقّل نمىكند يا كسى كه فكر دارد ، اما از تفكّر بهره نمىگيرد ، از هر ميكروب خوره و سرطانى پستتر است . عمر معمولى يك انسان اگر حدود هشتاد سال باشد ، لااقل چهل سال از اين هشتاد سال را در خواب به سرمىبرد ، از چهلسالباقيمانده نيز حداقل بايد بيست سال مشغول تأمين معاش و رسيدگى به غرائز طبيعى باشد ، ده سال ديگر هم در رفت و آمد و ميهمانى و جلسات بىثمر مىگذرد . نهايتاً ده سال براى خود انسان باقى مىماند كه بايد به تفكّر و تعقّل بپردازد . حال اگر كسى هشتاد سال عمر كند و در طول اين مدّت ،
--> ( 1 ) . الأنفال / 22