الشيخ حسين المظاهري

74

سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى)

افراد دائم التّوجّه در طول تاريخ فراوان بوده‌اند . چنين كسانى با مشاهدهء هر پديده‌اى در دنيا ، بر توجّه خود افزوده و از هر فرصتى براى تجديد بيدارى استفاده مىكرده‌اند . يكى از علماى اصفهان نقل مىكند كه روزى به ديدار بانو مجتهده امين ( رحمهما الله ) رفتم . بانويى كه موجب افتخار عالم اسلام بود . ايشان در حياط خانه مشغول قدم زدن بود و بعد كه براى ملاقات ما به اتاق آمد ، از دير آمدن خود عذرخواهى كرد و گفت : اين گل‌ها چه زمزمهء خوبى دارند . يعنى خانم امين زمزمهء گل را كه مىگويد : « لا إله الا الله » و خداوند را تسبيح مىنمايد ، مىشنيد . رسيدن به اين مقام در پرتو مداومت بر توجّه حاصل مىشود . انسان دائم التّوجّه ، وقتى به نماز مىايستد ، تمام توجّهش به محبوب و معبود خويش است و حتّى يك لحظه از محضر ربوبى غافل نمىشود . گويا صداى خدا را در نماز مىشنود و يقين دارد خدا نيز صداى تسبيح و تحميد او را مىشنود و نماز او تبديل به معاشقه مىشود . چنين نمازگزارى دو ركعت نماز خود را با دنيا و آنچه در دنيا است ، معاوضه نمىكند . « 1 » توجّه در نماز از اهميت والائى برخوردار است . حتّى اگر دوام توجّه در ابتداى راه براى سالك ميسّر نباشد ، لااقل بايد سعى كند در نماز توجّه داشته باشد تا كم كم توجّه او به ساير عبادات و اعمال سرايت كند و بيدار شود . ننگ است براى يك مسلمان كه نماز بخواند و از اوّل تا آخر نماز توجّه نداشته باشد . كسب توفيق حضور قلب در نماز مشكل است و براى همه حاصل نمىشود ، اما توجّه به اينكه در نماز هستم ، در مقابل خداوند متعال هستم ، با او صحبت مىكنم و او با من صحبت مىنمايد ، براى سالك ضرورى است . اساساً نماز براى بيدار كردن انسان و توجّه دادن به او است ، پس نبايد فكر و توجّه نمازگزار از اوّل تا آخر نماز ، مثل مرغى از شاخه‌اى به شاخهء ديگر بپرد .

--> ( 1 ) . وسائل الشّيعة ، ج 8 ، ص 156 : « الرَّكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا »