الشيخ حسين المظاهري

36

حج، سلوك خداجويان (فارسى)

پروردگارا ! همانا من بعضى از فرزندانم را در درّه‌اى بىكِشت و زرع ، در نزد خانهء محترم و مصون تو ساكن كردم . پروردگارا ! تا نماز را برپا دارند . پس چنان كن كه دل‌هايى از مردم به سوى آنها ميل كنند و از محصولات گوناگون روزى آنان گردان ، باشد كه سپاس گزارند . حضرت ابراهيم ( ع ) با اين دعا از مكّه بيرون رفت و هاجر و اسماعيل در آن بيابان ماندند . طولى نكشيد كه آب و غذاى آن‌ها تمام شد ، اسماعيل از تشنگى و گرسنگى بىتابى مىكرد ، مادرش با اضطراب به جستجوى آب برخاست . او ابتدا به سوى كوه صفا آمد ، در آنجا اثرى از آب نديد ، سرابى از كوه مروه نظر او را به خود جلب كرد ، به گمان آب به سوى آن كوه شتافت ، امّا آنجا نيز آبى نيافت . دوباره به كوه صفا نگاه كرد ، سراب را در آنجا ديد و به سوى آن بازگشت . بدين ترتيب ، هاجر هفت بار فاصلهء كوه صفا و مروه را به اميد پيدا كردن آب طى نمود ، ولى اثرى از آب پيدا نكرد . سپس با اضطراب و ناراحتى به سوى فرزند خود بازگشت ، ناگهان متوجّه شد كه از زير پاى كودك چشمه‌اى فوران كرد . اين چشمهء مقدّس كه به پاس سعى خالصانهء هاجر در آن سرزمين بىآب و علف از زمين جوشيد به نام « زمزم » معروف گرديد . سعى صفاو مروه يادآور گذشت و فداكارى حضرت ابراهيم ( ع ) و