الشيخ حسين المظاهري
89
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)
--> مفاد آن مجمل باشد ، و خواه از قرائن تعيين كننده معناى امامت كه منظور ما است ، عارى و برهنه باشد ، و خواه چنين قرائنى را در بر داشته باشد ، در هر صورت اين لفظ در اين مقام جز به همين معنى ، به معناى ديگرى دلالت نخواهد داشت ؛ زيرا آنان كه در آن اجتماع عظيم اين لفظ را شنيده و درك نموده و يا پس از زمانى اين خبر مهم به آنها رسيده از كسانى كه به نظر و سخن آنها در لغت استدلال مىشود ، همه ، همين معنى را از اين لفظ فهميدهاند ، بدون اين كه در ميان آنها منع و انكارى ديده شود . و درك و فهم همين معنى پيوسته بعد از آنها در ميان شعرا و رجال ادب جريان داشته تا عصر حاضر ما و همين برهانى است قاطع در معناى مقصود . سپس ايشان به بيان نمونههايى از فهم حاضرين در واقعهء غدير و ديگران مىپردازد و در پايان به بررسى تفصيلى معانىاى كه براى لفظ « مولى » بيان شده ( بالغ بر 27 معنا ) پرداخته و اثبات نمودهاست كه در اين حديث معناى « اولى بالشىء » مراد است . در پايان مىگويد : تا اين جا ، اهل بحث و كاوش را گزيرى نمانده و ناچار بايد تسليم باشند به اين كه « مولى » به معناى « اولى بالشىء » است و چنان چه ما از آن كه گفتيم كوتاه آمده و بگوئيم : يكى از معانى « مولى » اين معنى است ، و آن را مشترك لفظى بدانيم ، باز هم در حديث مزبور ، قرينههاى متّصله و منفصلهاى وجود دارد كه با وجود اين قرائن ارادهء غير اين معنى امكان ندارد . قرينهء اوّل : مقدّمهء حديث است و آن ، سخن پيامبر است كه فرمود : « الست اولى بكم من انفسكم » ؛ آيا من سزاوارتر نيستم به شما از خود شما ، و متفرّع فرمود بر اين سخن ، اين جمله را : « فمنكنت مولاه فعلىمولاه » . بنا بر اين مطلب ، اگر رسول خدا غير از معنايى كه در مقدمهء سخن خود بدان تصريح فرموده ، معناى ديگرى را اراده فرموده بود ، فرمايش آن حضرت به صورت كلامى در مىآمد كه رشتهء ارتباط آن گسيخته باشد و قسمتى از آن با قسمت ديگر بىارتباط باشد و ما پيامبر را بزرگتر مىدانيم از هر لغزش و سخن نارسايى .