الشيخ حسين المظاهري
48
راهكارهاى عملى درمان وسواس (به انضمام احكام واستفتاءات) (فارسى)
شيطان است و مصداق اين گفتهى اميرالمؤمنين ( ع ) است كه فرمودند : « اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُالْخَطَل « 1 » » شيطان را پشتوانهى خود گرفتند و او از آنان دامها بافت ، در سينههاشان جاى گرفت و در كنارشان پرورش يافت . پس آن چه مىديدند ، شيطان به ايشان مىنمود ، و آن چه مىگفتند سخن او بود . به راه خطاشان برد و زشت را در ديدهى آنان آراست . و جدّاً اين طور است ؛ يعنى ديد او ديگر ديد شيطان است ، گوشش گوش شيطان و زبانش سخنگوى شيطان . تخيّلها عجيب كار مىكند . يك آدم ترسو وقتى به قبرستان برود ، مىبيند كه مرده از قبر بيرون آمده و با كفنش ايستاده و همين كه فرار مىكند ، مرده هم به دنبال او مىدود . و و اقعاً هم اين صحنهها را مىبيند ، امّا با چشم شيطان . بنابراين اشخاص وسواسى اوّلًا بايد بدانند كه بيمار هستند و فكر علاج خود باشند و ثانياً به مواردى كه در خصوص علاج اين بيمارى خطرناك بيان شد ، جدّاً عمل كنند تا خداوند متعال آنان را شفا عنايت فرمايد .
--> ( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهى 7 ، ص 53