الشيخ حسين المظاهري
43
راهكارهاى عملى درمان وسواس (به انضمام احكام واستفتاءات) (فارسى)
وسواسى حق ندارد از دو نفر مسأله بپرسد . حتّى حق ندارد رساله مطالعه كند ؛ از دو نفر و سه نفر پرسيدن براى او حرام است . همين كه در پرسيدن از اين و آن هم وسوسه به خرج بدهد ، باز كار را مشكل كرده است . پس چه بايد بكند ؟ بايد از يك نفر كه مسألهدان است ، بپرسد . در ضمن بگويد : من وسواسىام ، و اگر نگويد ، طور ديگرى براى او مسأله گفته مىشود . مثل مريضى كه نزد دكتر مىرود ، موظّف است پزشك را از حالات خود مطّلع كند . وسواسى هم بايد وضعيت خود را براى فردى كه از او مسأله مىپرسد ، بيان كند . بگويد : وسواسىام ، غير متعارفم . حالا اگر نمىتواند بگويد : وسواسىام ، بگويد : من محتاطم و ادب به خرج بدهد . معمولًا وسواسىها زير بار گفتن اين جمله كه : وسواسى هستيم ، نمىروند . امّا ، اگر كمى دلش درد بگيرد ، به دكتر مىگويد ؛ هر چند ، وسواس ، خود و خانوادهاش را با مشكلات فراوانى مواجه ساخته است ، باز هم حاضر نيست بگويد : من وسواسى هستم . 6 تلقين در زندگى نقش بسيار مؤثرى دارد و مقصود ما از تلقين در اين جا اين است كه وسواسى بايد به طور جدّ ، با خود حرف بزند و بگويد كه من وسواسى هستم و اين ، درد بزرگى است ، بايد اين درد را درمان كنم ، بايد مثل متعارف مردم باشم ، بايد لجبازى را كنار بگذارم ، بايد بى اعتنا باشم و بالاخره نبايد دنبالهروى شيطان باشم . مرتّب تكرار كند كه وسواس از شيطان است ، نه اسلام . خلاصه ، مرتّب با زبان ، اين موارد را به خود تلقين كند ، چنان كه در وقت عمل هم به خود تحميل مىكند . اين تحميلها در ابتدا مشكل است ، امّا با تلقين كم كم آسان مىشود .