الشيخ حسين المظاهري

6

رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى)

جامعهء انسانى را تبيين و تعيين مىنمايد . « معرفت دينى » ، هدف آفرينش انسان اساساً بايد گفت ، دركِ صحيحِ مسألهء آفرينش و خلقت انسان نيز از رهگذر فهمِ درستِ ساختار دين در همين سه بخش ، امكان‌پذير خواهد شد ، زيرا انسان - چنان كه آفريدگار او فرموده است - براى نيل به « كمال توحيدى » ، آفريده شده است : « ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الْانْسَ إلّا لِيَعْبُدُون » . « 1 » « ما جنّ و انسان را نيافريديم مگر براى آنكه عبادت كنند » . و مفسران قرآن ، منظور از « بندگى » در اين آيهء شريفه را « معرفت » دانسته‌اند ، چرا كه « كمال توحيدى » همان « خدايى شدن » است و « خدايى شدن » ، گوهر گرانبهايى است كه جُز در صدف « معرفت » يافت نمىشود . بنابراين زير بناى آفرينش انسان ، رسيدن به كمالات توحيدى و به عبارت ديگر پيمودن و طى كردن وادى « معرفت دينى » است . از سوى ديگر براى دستيابى به كمالات توحيدى و در نتيجه الهى شدن ، بايد مُطالبات و خواسته‌هاى خداوند متعال از انسان يعنى فرامين و تكليفات او كه همان « واجبات ، محرّمات ، مستحبّات ، مكروهات و مباحات » است ، مورد عمل و اقدام ، واقع شود . از سوى سوّم ، عمل به اين احكام و فرامين و مؤدّب شدن به اين آدابِ تكليفى نيز بدون « اخلاق » و تزكيه و تهذيب نفس ، به صورت حقيقى ، ممكن نيست ، چرا كه اگر در ظاهر نيز ممكن باشد ، تنها يك ادب ظاهرى و قشرى است و در حقيقت ، « پوسته‌اى بدون مغز » و « ظاهرى خالى از باطن » خواهد بود و طبعاً آنچنان ارزشمند و قدرتمند نيست كه بتوان با گذر از آن به مقام بلند « كمالات توحيدى » ، نائل گشت .

--> ( 1 ) - ذاريات / 56 .