الشيخ حسين المظاهري
10
رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى)
اسلامى ، در راستاى تأمين هر چه بهتر زمينههاى رشد و گسترش فضائل و پاكيها و جلوگيرى از پيدايش و توسعهء رذائل و پليديها ، در جامعهء دينى وجود دارد ، به مراتب ، مهمّتر از احكام فقهى و حقوقى صِرف است . 3 ) در طبع هفتم ( سال 1379 ) نيز ، معظّم له ، بخش سوّمى به كتاب ، افزودهاند كه طى آن يك دورهء كامل از اصول عقايد اسلامى را ، به صورت قابل فهم براى عموم خوانندگان تأليف و تدوين فرمودهاند . اگر چه نگارش اصول عقايد اسلامى در آغاز رسالهها و كتب فقهى در ميان فقهاء پيشين « رضوان اللَّه عليهم » روش نيكو و شيوهء مرسومى بوده است و بدان اهتمام نيز داشتهاند ، امّا در دورههاى اخير ، در ابتداى كتب فقهى و رسالههاى عملى ، اين بخشِ مهمّ از معارف دينى حذف شده ، با اينكه بر طبق نظر همهء مراجع عاليقدر ، « مسلمان بايد به اصول دين ، اطمينان داشته باشد و از اين جهت نمىتواند در اصول دين تقليد نمايد بلكه بايد آن اصول را از روى دليل - به فراخور حال خويش و به اندارهء دانش و آگاهى خود - بداند » و بر اين مطلب در اوّلين مسأله از رسالههاى عمليّه ، تصريح شده است . از سوى ديگر ، عمل مؤمنانه و باورمندانه به احكام شريعت و مقيّد شدن به قوانين و مقرّرات الهى ، وابستگىِ تمام به ايمان عقلى به مبدأ و معاد و نبوّت و امامت دارد و چنان كه در ابتداى سخن نيز آورديم ، اساساً هدف آفرينش انسان نيز ، رسيدن به كمالات توحيدى است . ناگفته روشن است كه در هنگام بحث از اصول دين ، نمىتوان به روش فتوايى و مسألهاى عمل كرد ، چرا كه فتوا ، تنها ، عَرضهء حكم و عَرضهء حاصلِ استنباط و اجتهاد ، بدون استدلال و نقد و انتقاد است ولى در اصول دين ، بايد استدلال كرد و نقدها و شبههها را طرح و پاسخ داد ، زيرا مقصود اصلى ، استحكام عقايد است و اين جز با استدلال ، صورت نمىپذيرد . از اين رو در بخش سوّم اين رساله ، يك دوره از « اصول دين » ، به همين شيوه ، ولى در عين حال با رعايت اختصار و با صرف نظر از مطالب فنّىِ كلامى ، فلسفى و عرفانى ، مورد بحث قرار گرفته است و از اينرو در هر فصل ، برخى از براهين و ادلّهء مربوطه ، به گونهاى برگزيده شده كه اين برهانها ، اوّلًا نياز كمترى به مقدّمات علمى و توضيحات فنّى فراوان داشته باشد تا براى عموم خوانندگان قابل درك باشد و ثانياً داراى شواهد قرآنى نيز باشد .