الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
99
منطق مقارن (فارسى)
جز تاكيد معنى ديگرى را نمىرساند . و آنچه را بعضى از منطقيان گفتهاند كه در اين موارد ، ضمير از معناى اسمى باز گرفته شده و در معنى حرفى " نسبت " به كار رفته است ، سخن بىدليلى است . " حمل در قضيه " حمل عبارت است از ربط دادن موضوع به محمول « 1 » هر حملى بناچار از جهتى اتحاد و از جهت ديگر غيريت ، مىطلبد ، مادام كه غيريتى در كار نيست ، حمل معنى ندارد ، چه اينكه حامل و محمولى ، وجود ندارد . و اما اتحاد از آنجهت ضرورى است كه اگر بين دو شيئى هيچگونه جهت وحدتى موجود نبوده و از هر جهت مغاير با يكديگر باشند ، باز هم حمل بىمعنى است ، زيرا در اين صورت ، نمىتوان بين موضوع و محمول ، ايجاد ربط نمود . اهل منطق حمل را ، " هو هويت " - اين همانى - نام كردهاند . در منطق رياضى " آلگوريسم " تساوى ملاك حمل است ، مثلا اگر 4 بر 2 * 2 حمل مىشود ، به جهت تساوى آنهاست . ليكن اين سخن كليت ندارد ، چه اينكه 2 ساق مثلث متساوى الساقين با هم مساويند ولى حمل هر يك از آنها بر ديگرى ، صحيح نيست . اقسام حمل 1 - اولى ذاتى - و آن در جايى است كه موضوع و محمول هم در مفهوم و هم در مصداق با هم متحد باشند . ( بنابراين غيريت آنها صرفا اعتبارى
--> ( 1 ) - موضوع عبارت است از هر آنچه كه قرار داده شده است تا بر آن حكم شود در " نحو " ، آن را محكوم عليه و در " علم بيان " ، مسند اليه مىنامند . محمول عبارت است از هر آنچه كه بر موضوع ، حمل شود . نحويان آن را " محكوم " و علماء بيان ، مسند مىنامند . و تناسب نامگذارى هر يك روشن است .