الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

74

منطق مقارن (فارسى)

گل به بستان دوش در خوشتر لباسى خفته بود * يكنسيم از كوى جانان خاست خوشبو درگذشت در تحت هر كدام از اين مقولات ، اجناس و انواع و فصول متعددى موجود است مثلا اجناسى كه تحت مقوله جوهر مندرجند عبارتند از : جسم مطلق ، مانند سنگ « 1 » و جسم نامى ، مانند درخت و حيوان . و انواع « 2 » مندرج در تحت آن عبارتند از : ، انسان و حيوان و جسم نامى و جسم مطلق . اجناس ، ترتبشان بنحو تصاعدى است و رو به بالا مىروند تا به جنس الاجناس - جوهر در مثال فوق - برسند . و لكن انواع ترتب نزولى دارند و از بالا به پايين مىآيند تا به نوع الانواع برسند كه در مثال فوق " انسان " مىباشد . بحث از ترتب اجناس و انواع كه در كلام منطقيان آمده ، همين است و فائده آن ، علم اجمالى به ذاتيات اشياء و اينكه هر چيزى را اجناس و فصول و انواع مترتبه‌اى است مىباشد . نسبت بين كليات هرگاه دو كلى را با يكديگر مقايسه كنند ، ما بين آنها يكى از نسبت‌هاى چهارگانه زير برقرار خواهد بود : 1 - اينكه بين آن دو جدايى و بينونت كامل حكمفرما باشد بگونه‌اى كه هيچكدام از آنها بر هيچ فردى از افراد كلى ديگر صدق نكند ، در اين صورت نسبت بين آن دو " تباين " خواهد بود . مانند دو كلى انسان و گاو .

--> ( 1 ) - مثال به سنگ از آن جهت بود كه فردى را به عنوان مصداق ، ذكر كنيم كه داخل در تحت جنس پايين‌تر نباشد و الا جسم مطلق ، شامل انسان هم مىشود زيرا بالاخره انسان نيز جسم است . ( 2 ) - منظور ، نوع اضافى است .