الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
71
منطق مقارن (فارسى)
تفصيل بحث را در فلسفه ببينيد : جوهر جوهر ماهيتى است كه هرگاه در خارج وجود يابد ، مستقل بوده و به موضوعى كه به آن تمسك نمايد ، نيازمند نيست ، مانند انسان و . . . و در قبال آن ساير مقولاتند كه همگى عرض بوده و وجود استقلالى
--> نمودهاند . كانت آلمانى تعداد آنها را سه مقوله مىداند : 1 - كميت 2 - كيفيت 3 - اضافه . صاحب " بصائر " نيز همين سه را ذكر نموده و مدعى است كه اينها جامع هفت مقوله ديگر نيز هستند . چنان كه سهروردى نيز تعداد آنها را 4 مقوله دانسته و علاوه بر سه مقوله فوق " حركت " را هم افزوده و از بقيه آنها صرفنظر كرده است . بايد دانست كه اصطلاح " مقوله " بر مفاهيم كلى و اساسى فلسفه نيز اطلاق مىشود . و آن هم برحسب نظريات و آراء فيلسوفان ، مختلف است و به همين معنى است كه بر علت و معلول ، و ضرورت و امكان ، و حدوث و قدم و . . . اطلاق مىشود ، ظاهرا كانت به اين معنى نظر دارد كه ميگويد : مقولات 12 و اصول آنها 4 عدد است كه هر اصلى نيز داراى سه فرع است . " ازوالد كولپه " از وى نقل مىكند كه اصول چهارگانه مقولات عبارتند از : كم و كيف و اضافه و جهت . و فروع آنها عبارتند از : وحدت و كثرت و كليت - " فروع كم ، وجود و عدم و تحديد " فروع كيف " ، جوهر - و عرض - و علت - و معلول - و تبادل " فروع اضافه " و امكان - و امتناع - و وجود و عدم ضرورت - و حدوث " فروع جهت " [ توضيح سخن كانت را در دفتر دوم فلسفه بقلم مولف ببينيد . ] بارى مرحوم سبزوارى تمام مقولات دهگانه را " بجز جوهر " در اين بيت جمع نموده است : كم و كيف وضع اين له متى * فعل مضاف و انفعال ثبتا