الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

64

منطق مقارن (فارسى)

و زوايا نسبت به مربع كه آن را از ساير انواع چهار ضلعى جدا مىكند . جنس ما فوق نيز " مانند حيوان در مثال بالا " از آن جهت كه خود ماهيتى است داراى مشاركات ، نيازمند به فصل است - مانند " حساس " كه فصل حيوان بوده و آن را از ساير انواع مشاركاتش در جنس ما فوق يعنى " جسم نامى " ممتاز مىكند . فصل حيوان - حساس - را در رابطه با هريك از انواع آن " انسان ، گوسفند و . . . " فصل بعيد خوانند زيرا آنها را از مشاركاتشان در جنس بعيد يعنى جسم نامى جدا مىكند ، چنان كه فصل مختص هريك از انواع را نسبت به نوع خود " فصل قريب " نامند ، به اين جهت كه آنها را تنها از مشاركاتشان در جنس قريب ، جدا مىكند مانند ناطق نسبت به انسان كه آن را از ساير انواع حيوان ، امتياز مىبخشد « 1 » " مقسم و مقوم " فصل را نسبت به جنس ، فصل مقسم گويند . زيرا آن را تقسيم مىنمايد و نسبت به نوع فصل مقوم نامند بدانجهت كه قوام و محصل نوع به آن است مانند ناطق كه مقسم حيوان است و مقوم انسان . * * * فصلى كه مقوم جنس است مقوم نوع نيز مىباشد ، مثلا حساس كه مقوم حيوان است مقوم انسان نيز خواهد بود ، زيرا حساس جزء حيوان و حيوان هم جزء انسان است و پيداستكه جزء جزء يك شيئى ، جزء آن شيئى خواهد بود . چنان كه فصل مقوم جنس عالى ، مقوم جنس پائين ، نيز هست ، مانند " نامى " كه مقوم جسم نامى است و بنابراين مقوم حيوان هم خواهد بود ،

--> ( 1 ) - فصل بودن " ناطق " برحسب اصطلاح منطقيان است و الا فصل حقيقى انسان همان نفس ناطقه اوست .