الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
48
منطق مقارن (فارسى)
معنى به نحو مجاز نبوده چنان كه دلالت التزام نيز ، استعمال لفظ در خارج معنى به نحو مجاز نيست - " بدانگونه كه قطب فوقانى در " دره ص 19 " گمان برده و يكى از حاشيهنويسان بر " حاشيه " هم ، چنين پنداشته و آن را به " شريف " « 1 » نيز نسبت داده است . يكى از معاصران نيز بر اين پندار رفته و ظاهر سخن تفتازانى در " مطول " نيز - چنين است " چگونه ميتواند چنين باشد ؟ با اينكه در گذشته گفتيم : كه الفاظ مجاز تنها بر معانى حقيقى خود دلالت دارند . علاوه اينكه در اين باب ما تابع اصطلاح بزرگان فن مىباشيم ، و گروه فراوانى از آنان آنچه را كه ما گفتيم تصريح نمودهاند . از جمله شارح مطالع و فخر رازى و عضدى و صاحب رسالهء شمسيه و شرح آن و " اساس الاقتباس " و " تلويحات " و " منطق المشرقيين " و محقق قمى در بحث عام و خاص " قوانين " . از آنچه ذكر شد معلوم مىشود كه دلالتهاى تضمن و التزام ، دلالت وضعى لفظى نيستند زيرا لفظ بوسيله وضع ، تنها بر تمام معناى خود دلالت مىكند و دلالتش بر جزء آن عقلى است ، چه اينكه عقل است كه به وجود جزء در ضمن كل حكم مىكند « 2 » و بنابراين دلالت تضمن دلالت معنى بر معنى است و نه لفظ بر معنى مگر به واسطه . و همچنين دلالت التزام نيز دلالت لفظ بر خارج معنى نيست بلكه لفظ بر معناى موضوع له خود دلالت دارد و آن نيز مستلزم خارج لازم خود مىباشد و بنابراين دلالت التزام هم دلالت معنى بر معنى است . آنچه را گفتيم به صراحت در سخن جمعى از محققان از جمله شيخ اشراق در " مطارحات " آمده است . و لكن يكى از صاحب نظران عصر « 3 » ما ، گمان برده است كه اين
--> ( 1 ) - و حال آنكه در سخنان او نيست . ( 2 ) - بگفته مولوى چونكه صد آمد نود هم پيش ماست . ( 3 ) - دزفولى در " نور الانوار "