الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

199

منطق مقارن (فارسى)

به نظر ما حق آن است كه منطق از اقسام حكمت نظرى شمرده نشود هرچند حكمت نظرى را علم به احوال اعيان موجودات ندانيم ، عكس نظريه مرحوم حاجى . زيرا منطق از احوال مفاهيم ذهنى به اين معنى كه چگونه هستند بحث نمىكند بلكه به اين معنى كه چگونه بايد باشند . يعنى مباحث آن عملى هستند و تحت اختيار ما - . 6 - مرتبه علم - يعنى اينكه اين علم را چه وقت بايد آموخت و اين خود در روانشناسى جديد بحث مهمى را تشكيل مىدهد . چه اينكه هر علمى با زمان خاصى از عمر آدمى مناسبت دارد البته برحسب حالات و دانش شخص فراگيرنده . گفته‌اند : منطق را بايد پس از آنكه فكر آدمى به وسيله رياضيات و غيره تقويت گرديد ، فرا گرفت و همچنين پس از تهذيب اخلاق و تحصيل صفاى نفس . تا موجب پيدايش ذكاوت و ذوق لطيف و دراك در جان آدمى گردد . 7 - قسمت نمودن علم و كتاب - مانند تقسيم منطق به 9 باب مشهور از ايساغوجى ( به معنى مقدمه و مدخل كه خود شامل بحث كلى و جزئى و كليات پنجگانه و بحث الفاظ مىباشد ) . و معرف و قضايا و فروع آن و قياس و اشكال آن و برهان و جدل و خطابه و شعر و مغالطه . و مانند تقسيم همين كتاب به 7 قسم : منطق چيست ؟ ، ايساغوجى معرف ، قضايا ، تركيب قضايا ، صناعات ، ملحقات . 8 - روش آموختن و آن عبارت است از دستورات كلى براى تحصيل علم كه انحاء تعليميه ناميده مىشوند ، كه بتفصيل بيان كرديم . روشن است كه بحث از اجزاء علوم و همچنين بحث از رؤس هشت گانه از ابحاث منطق نيست لكن بخاطر فوائد فراوانش به مباحث منطق ، شباهت دارد چه اينكه منطق هم دستور عام تفكر است . و در اينجا با كمك خداوند بزرگ و با ستايش و تعظيم ذات مقدس او و با صلوات بر پيامبر و آل او بحث ما به پايان مىرسد . اميد است مفيد