الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

184

منطق مقارن (فارسى)

مقدمات شعر از آنچه گفته شد ، بطور كلى ، معلوم مىشود كه مقدمه قياس شعرى هر آن قضيه‌اى است كه تخيلى باشد . بنابراين ديگر نيازى نيست كه سخن را در اين باره به درازا بكشيم و فقط اقسام شعر را على الاجمال بيان ميكنيم : اقسام شعر شعر داراى اقسام فراوانى است « 1 » يكى از اقسام آن مدح است - شاعر مىگويد : - بالا رفته‌اى بگونه‌اى كه بر ابرها برآمده‌اى و ترا جز جايگاه خورشيد جايگاهى نيست « 2 » ديگرى مىگويد : اگر جز جان خود ، چيز ديگرى را نداشته باشد آن را

--> - و اما آيه الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ در چهار روايت به فقهايى تفسير شده است كه از روى خيالات نفسانى خويش فتوا مىدهند و از اهل البيت [ ع ] نمىپرسند . شاعر هنرمند فرانسوى " لامارتين " مىگويد : شعر حقيقى شخصيت خواننده را اسير خود مىكند ، قوت تعقل را از او دور مىسازد و قوه تخيل او را به منتهى درجه آزاد مىگذارد . . . " البته آنچه گفتيم منافاتى ندارد با اينكه شعر از وسائل مهم تحريك انسانها به سوى مطلوب باشد بخصوص اشعار حماسى و بويژه اگر شعارگونه باشد و از اينروست كه در رسيدن به اهداف بلند ، فراوان از آن بهره مىبرند سخن اينستكه نبايد تسليم شعر به صرف شعر بودن و تخيل آوردن شد ، تخيل اسير كننده است و انسان بايد آزاد باشد . سخن موزون واقعى تخيل نيست حقيقت است . ( 1 ) - از كتاب ارسطو بيش از 12 قسم ، فهميده مىشود و از اينجا ايراد سخن يكى از معاصرين نيز معلوم مىگردد . شعر به عقيده ارسطو 9 قسم است .