الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
175
منطق مقارن (فارسى)
چنان كه شهودى را نيز كه در خطابههاى قضائى ، بر دعوى اقامه مىكنند " دليل خاص " مىنامند . اينك پارهاى از وظائف خطيب را در رابطه با شخص خودش از نظر مىگذرانيم : يكى از چيزهايى كه در نفوذ كلام موثر است ، حسن خلق خطيب است و ديگر ، پاكيزگى ظاهرى و باطنى او ، بگونهاى كه مردمان بر او اعتماد كنند « 1 » . ديگر اينكه بهنگام ايراد خطابه بايستد ، چنان كه در ابتدا عادت عرب بود . پيامبر ( ص ) نيز در آغاز امر بر پا مىايستادند و بر ستون مسجد تكيه مىنمودند و بعدها نيز بر منبر مىايستادند ، ابو بكر و عمر نيز به متابعت از آنحضرت ، چنين مىكردند . لكن بگفته يكى از معاصران « 2 » چون خطابه را وليد بن عبد الملك اموى عهدهدار شد ، بهنگام ايراد خطبه بنشست و اين اولين ضربهاى بود كه بر اين وظيفه شريف و بااهميت وارد آمد و پس از آن نيز همچنان از ارج و ارزش آن كاسته شد تا اينكه سرانجام خلفا آن را بر عهده افرادى اجير شده بگذاشتند و بالاخره خطابه از وظائف كم ارج شد و اثرى كه در دلها داشت از ميان برفت . البته ناگفته نماند كه مقامات و مكانها در اين شرط و بسيارى از شرائط ديگر ، يكسان نيستند چه اينكه ، در بعضى از مكانها نشستن خطيب تاثير بيشترى دارد ، هرچند غالبا تاثير بيشتر در ايستادن است .
--> ( 1 ) - البته اين از جهت علل طبيعى است و گرنه ما معتقديم كه سخن چون از دهان كسى برآيد كه با هواهاى نفسانى خويش مخالفت ، و از اوامر مولاى خويش متابعت مىكند و صاحب صفاى روحانى است البته اين مرتبه را جز دارندگان آن كسى درك نمىكند در قلب بگونهاى شگفتانگيز اثر مىكند چه اينكه داراى نيروئى معنوى خواهد بود . ( 2 ) - فريد وجدى در " دائره المعارف " .