الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

171

منطق مقارن (فارسى)

روايات اهل بيت ( ع ) آن است كه مراد از جدال در آيه فوق ، جدل اصطلاحى نيست و جدال احسن ، خصوص برهان و يا هر قياسى كه موجب تقويت استدلالى و علمى مسلمين مىباشد . شخص جدلى و شرائطش آنكه جدل مىكند و در پى حفظ برترى سخن خويش است ، حافظ وضع ناميده مىشود . و آنكه در برابر اوست و در پى ابطال سخن او ، ناقض جدل ، يا سائل ناميده مىشود . قطب شيرازى در دره التاج اينطور نقل اصطلاح كرده است . جدلى بايد بسيار بكوشد تا به اندازه توانايى خويش قضاياى مشهوره را بدست آورد . و همچنين الفاظ مشترك و متشابه را بشناسد تا در بدست آوردن مواضع - مشهورات عامه - و مشهورات خاصه به اشتباه نيفتد . و هم بايد بسيار مواظب باشد كه غير مشهور را بجاى مشهور نگيرد ، زيرا چه‌بسا چيزهايى به مشهورات مىمانند ليكن از آنها نيستند . چنان كه قضيه " انصرا خاك مظلوما و ظالما " - برادرت را يارى كن چه مظلوم باشد و چه ظالم - را از مشهورات مىدانند و حال آنكه با دقت معلوم مىشود كه آنچه در ميان مردم مشهور است " لا تنصر الظالم و لو كان اخاك " « 1 » - ظالم را يارى نكن هرچند برادرت باشد - مىباشد . چنين قضايايى را ، " مشهورات در نظر ابتدايى " مىنامند . مطلب ديگر اينكه بايد توجه داشت كه نظافت ظاهر و نزاهت باطنى ميتواند در نفوذ كلام شخص جدلى تاثير فراوانى داشته باشد .

--> ( 1 ) - عجب آنكه " بخارى " در كتاب " مظالم " - باب چهارم " انصر اخاك ظالما او مظلوما " را روايت مىكند . مگر اينكه معناى اين جمله ، همان باشد كه مجلسى در [ بحار ج 15 ص 65 ] روايت كرده است كه يارى كردن او در حالتى كه ظالم است ، باز داشتن او از ظلم مىباشد .