الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
159
منطق مقارن (فارسى)
واژه استقراء " بررسى و جستجو استقراء در حقيقت ، همان تمثيل است . نهايت امر اينكه در تمثيل ، انتقال از يك جزئى به جزئى ديگر است . و در استقراء از جزئيات فراوان به كلى ، براى تشخيص امر مشكوك . البته ، فقهاى اهل سنت به تمثيل و استقراء استدلال مىكنند و اين بدانجهت است كه آنان ، مطلق ظن ، يا ظن استحسانى را حجت ميدانند ، لكن در عين حال آن را از دليل تام ، سستر مىدانند چنان كه حنفيان در كتابهاى اصوليشان گفتهاند : اصول شرع سه تا است . اجماع و كتاب و سنت و اصل چهارم قياس است . يعنى تمثيل « 1 » . . . و اما طرح بحث تمثيل و استقراء از ناحيه ارسطو در منطق به جهت معارضه با سوفطائيان آن روزگار بود . چه اينكه آنان در خطابههايشان به آن دو استدلال مىنمودند . از آن جهت كه با اذهان عوام موافقند . زيرا در ميان اقسام حجت ، تمثيل بيشترين رواج را در ميان عوام و كودكان دارا است و از طرفى اكثريت مردم را همين گروه تشكيل مىدهند و از اينرو در تربيت آنان ، تنها بخاطر دستيابى به كمال ، از آن استفاده مىشود هر چند از نظر عقلى استدلال به آن غير ممكن است . قسم ششم صنايع پنجگانه باب اول در برهان 1 - چرا ماده قياس به پنج قسم تقسيم شده است . 2 - برهان و مقدمات آن
--> ( 1 ) - آندسته از اهل سنت نيز كه تمثيل و استقراء را در لغت هم معتبر مىدانند ، تنها با همين ديده مىنگرند ، مانند خمر بر هر آنچه مايه سستى و فتور عقل گردد . يعنى به جهت عقيده به حجيت مطلق ظن اطمينانى است .